https://cinemaresane.ir/fa/news/39709

شناسه خبر: 39709
۱۴۰۵-۲-۳۰ ۱۱:۱۱

«همنت» در ستایش عشق و سوگ/ شکسپیر زنده است

به گزارش سینما رسانه، 
Image
فیلم سینمای همنت


فیلم سینمای «همنت» مخاطب را در دنیای شاعرانه خود غرق می‌کند و تصویری درخشان از سوگ و عشق ارائه می‌دهد.
به گزارش سینما رسانه به نقل از فیلم‌نت نیوز، فیلم «همنت» (hamnet) به کارگردانی کلوئی ژائو از جمله فیلم‌هایی بود که در سال ۲۰۲۵ منتشر و پس از اکران توانست در جشنواره‌های متعدد سینمایی حضور پیدا کند و در یکی از آن‌ها یعنی اسکار ۲۰۲۶، موفق به کسب جایزه بهترین بازیگر زن برای بازی درخشان جسی باکلی شود.

فیلم «همنت» بر اساس یک رخداد واقعی در زندگی مشهورترین درام نویسی که تاریخ ادبیات نمایشی انگلستان به چشم دیده، ساخته شده است؛ داستان مرگ فرزند ویلیام شکسپیر که همنت نام داشت. فیلم «همنت» قسمت مهمی از اعتبار و اهمیت خودش را از نویسنده‌ای وام می‌گیرد که در دوران رنسانس زندگی و فعالیت کرده است و از چهره‌های هم‌عصر زمان ما نیست، اما به قول یان کات نظریه‌پرداز سرشناس تئاتر، نوشته‌های او همچنان معاصر هستند و قابلیت اجرا و نمایش در دوران زندگی ما را دارا هستند.

Image
فیلم سینمای همنت

همنت؛ عشق و فقدان
در توصیفی کوتاه، «همنت» فیلمی درباره عشق ورزیدن، به دست آوردن و در نهایت فقدان است. مسیر فیلم از جاده عشق آغاز می‌شود. شکسپیر جوان که دل در گرو دختری روستایی به نام اگنس بسته است، رابطه احساسی جدی و عمیقی را با او آغاز می‌کند که نه تنها زندگی‌، بلکه فعالیت هنری‌ و ادبیاتی او را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. دو دختر و یک پسر که همنت نام دارد، حاصل عشق ویلیام و اگنس می‌شوند.

زندگی ساده یک معلم لاتین و دختری روستایی که جز رسیدگی به فرزندانش و خانه‌داری کار دیگری ندارد، با بروز یک اتفاق ناگوار دچار از هم گسیختگی روحی و روانی می‌شود و در اینجاست که مساله اصلی فیلم یعنی فقدان پدیدار می‌شود.

از نکات شاخص و برجسته «همنت» پرداختن به شکل مواجهه و واکنش شخصیت‌ها، در نسبیت با مساله فقدان و تاب‌آوری آن است به ویژه آنکه هر دو شخصیت اصلی اثر از میانه فیلم با مساله فقدان فرزند روبه‌رو می‌شوند؛ بحرانی که هر دو آن‌ها را تحت تاثیر قرار داده است، اما هر کدام را به شکلی متفاوت.

اگنس به عنوان مادر، غم بزرگی را تحمل می‌کند، اما از سویی دیگر وقتی به پدر نگاه می‌کنیم حتی در زمان مرگ فرزند، کنارش نبود و هنگامی که بعد از مرگ او به خانه بازمی‌گردد، مدت زمان زیادی نمی‌ماند و به لندن بازمی‌گردد. در نگاهی ساده می‌شود ویلیام را فردی بی‌تفاوت به خانواده قلمداد کرد که کارش را به فرزند، همسر و اعضای خانواده‌اش ترجیح داده است، اما کارگردان مانع از این برداشت از سوی مخاطب می‌شود.

ظرافتی که فیلمنامه‌نویس در پرداخت شخصیت ویلیام شکسپیر به‌کار برده است، در همین‌ محدوده از فیلم نمایان می‌شود؛ از جایی که اگنس می‌فهمد که ویلیام در حال آماده‌سازی نمایشی جدید با نام «هملت» است.

Image
فیلم سینمای همنت

از رومئو و ژولیت تا هملت
در مرحله آشنایی ویلیام و اگنس، جایی که شور و شوق عشقی ناب در وجود شکسپیر جوان پدیدار شده است، صحنه‌ای را می‌بینیم که ویلیام دیالوگ‌هایی از نمایشنامه «رومئو و ژولیت» را روی کاغذ می‌نویسد؛ نمایشنامه‌ای که معروف‌ترین نمایشنامه تراژیک عاشقانه دنیا شناخته می‌شود.

این اشاره می‌تواند چنین مفهومی را به مخاطب انتقال دهد که زیست شخصی نویسنده بر نوشته‌هایش تاثیر جدی داشته است. زمانی که ویلیام عاشق اگنس شده بوده و خانواده‌اش با این ازدواج مخالف بودند، او مشغول نوشتن اثری بوده که هر ۲ موضوع را درونش داشته است؛ عشق و سدهای مسیرش.

دوری و فاصله از همسر و فرزندان، فقط برای امرار معاش نیست، بلکه شبیه به مسیری است که شکسپیر برای طی نمودن فرایند سوگواری و تسکین درد و التیام رنجی که از مرگ پسرش متحمل شده، انتخاب کرده است. حاصل این روزهای تاریک، نگارش و تکمیل نمایشنامه «هملت» است.

در سکانس ظاهر شدن روح پدر هملت، ویلیام روی صحنه می‌آید، بازیگر هملت را در آغوش می‌کشد و از او می‌خواهد تا یادش را فراموش نکند. در یادداشت‌ها و مقاله‌هایی که پیرامون زندگی شکسپیر نوشته شده است، نمایشنامه‌های شاهکارش را حاصل همین دوران تلخ و سیاه زندگی‌اش می‌دانند.

Image
فیلم سینمای همنت

جنبه‌های فنی فیلم
گروه سازنده «همنت» در اجرا و پیاده‌سازی برخی جزییات، از جمله موارد تصویری و حتی متنی، دقت بالایی را از خود نشان داده‌اند. از نظر تصویری، می‌شود به طراحی صحنه، آکساسوار و طراحی لباس اشاره کرد برای نمونه، در ساختن سالن تئاتری که نمایش «هملت» در آن اجرا می‌شود، تلاشی جدی برای بازنمایی سالن شکسپیر کلوب لندن با همان جزییات تاریخی صورت گرفته شده است. این نکته در مورد لباس شخصیت‌ها و آکساسوار موجود در فیلم هم رعایت شده است.

تدوین و موسیقی «همنت» در جای درست خود قرار گرفته‌اند و نقش مهمی را در ساختار فیلم ایفا می‌کنند. نقطه قوت فیلم در زمینه موسیقی آنقدر قابل توجه است که موسیقی متن «همنت» یکی از شانس‌های دریافت اسکار بهترین موسیقی متن در اسکار ۲۰۲۶ بود.

Image
فیلم سینمای همنت

زنده‌باد ادبیات
این فیلم را می‌شود اثری در ستایش ادبیات دانست. از اشاره و استفاده از دیالوگ‌ها و مونولوگ‌های آثار شکسپیر نظیر «مکبث»، «رومئو و ژولیت» و «هملت»، تا روایت داستان اسطوره‌ای اورفئوس که می‌شود ردپای پر رنگش را در ایده کلی فیلم هم دید.

فیلم «همنت» شاعرانگی را به‌طور همزمان در ۲ رویکرد دنبال می‌کند؛ تصویری و کلامی. قاب‌هایی که درختان سرسبز، روابط عاشقانه و ارتباط فرزندان با پدر و مادرشان را نشان می‌دهد، بخشی از این شاعرانگی را بر دوش می‌کشند. از سمت دیگر ادبیات و واژه‌ها همان‌طور که در فیلم آشکار است جنبه‌های شاعرانه اثر را تقویت می‌بخشند.

در «همنت» همان‌طور که به داستان اسطوره‌ای اورفئوس اشاره می‌شود، می‌توان رگه‌هایی از اقتباس از این اثر را در فیلم شاهد بود. در این داستان اسطوره‌ای، اورفئوس تلاش می‌کند تا معشوقه‌اش را از جهان مردگان بیرون آورد. عمل اورفئوس نوعی بازیابی محسوب می‌شود؛ تلاش برای زنده کردن کسی که دیگر در جهان زنده‌ها نیست. شخصیت ویلیام، بار سنگینی که بر دوش اورفئوس بوده را تجربه و تحمل می‌کند. او تلاش می‌کند تا به شکلی، یاد فرزندش و بخشی از درد و رنجی که خودش در دوران سوگواری طی کرده است را در نمایشنامه «هملت» بازیابی کند.

Image
فیلم سینمای همنت

مزه سوختن در تمام زمین یکسان است
چرا نباید تماشای «همنت» را از دست داد؟ آیا در شرایطی که زیست شخصی‌مان با غم و اندوه بسیار گره خورده است، تماشای اثری دردناک، باعث عذاب و ناراحتی ما می‌شود؟ این دو پرسش، ممکن است برای هر مخاطبی به‌وجود بیاید، اما راه حل چیست؟

در سال‌های گذشته، میل و اشتیاق طیف وسیعی از مخاطبان، به سوی فیلم‌های کمدی کشیده شده و این امر، در نوع خود طبیعی است. مخاطبان تلاش می‌کنند تا برای دقایقی هم که شده، فکر و خیال‌های منفی را کنار گذاشته و شاد باشند، اما نکته مهم این است که شادی فیلم، می‌تواند موجب تسکین یا حال خوب طولانی مدت فرد شود؟

ارسطو فیلسوف مطرح یونانی، تراژدی را اثری می‌دانست که مخاطب را می‌‌تواند دچار پالایش روح کند. او در واقع معتقد بود، تماشای سرگذشت غم‌بار شخصیت اصلی تراژدی، می‌تواند مثل یک درس یا آموزه برای مخاطب عمل کند. مخاطب از اینکه قهرمان تراژدی را در موقعیتی سخت تماشا می‌کرد ناراحت بود، اما پس از آن، بخشی از وجودش این حس رضایت را داشت که جای او قرار ندارد و این فاجعه برای خود رقم نخورده است بنابراین پس از تماشای تراژدی یا سوگ‌نامه، احوالات روحی‌اش دچار تغییراتی مثبت می‌شد.

در مواجهه با فیلم‌هایی مثل «همنت»، شاید از راهنمایی ارسطو که در حدود قرن ۵ پیش از میلاد از خود به‌جا گذاشته و به‌نظر تا به امروز کارآمد بوده است، بتوان بهره گرفت. «همنت» برای کسانی که فرد عزیزی را در زندگی‌شان از دست داده‌اند، چه در اروپا باشند و چه در ایران، فیلمی احساسی و به‌یادماندنی خواهد بود.