«نهایت زندگی را در جنگ دیدم»؛ سجاد مهرگان از تجربه زیسته، هنر و مقاومت میگوید
به گزارش سینما رسانه، سجاد مهرگان، کارگردان، با نگاهی تأملبرانگیز به روزهای جنگ، از تجربه زیسته خود در مواجهه با این وضعیت گفت؛ او معتقد است جنگ، در عین تلخی و اندوه، بستری است که در آن میتوان شدیدترین جلوههای احساس، از رنج تا مهربانی، را همزمان مشاهده کرد و همین تجربه، به ماده اولیهای برای خلق هنر تبدیل میشود.
سجاد مهرگان در گفتوگو با سینما رسانه، با اشاره به تجربه شخصی خود از روزهای جنگ اظهار کرد: «بعد از شروع جنگ، سعی کردهام زندگیام را در دل همین شرایط ادامه بدهم. جنگ بیتردید نهایت تلخی و غم را با خود دارد، اما به طرز عجیبی میتوان در دل آن، جلوههایی از عمیقترین مهربانیها و حتی شادیها را هم دید.»
او ادامه داد: «انگار دو سر طیف احساسات انسانی، در شدیدترین حالت ممکن، در جنگ خود را نشان میدهند. به نوعی میتوان گفت که نهایت یک زندگی را در چنین شرایطی تجربه میکنیم. البته همیشه با خودم فکر میکنم کاش جهان راه دیگری برای تجربه این حجم از احساسات داشت.»
این کارگردان با اشاره به تجربه زیسته خود از همبستگی اجتماعی در این روزها افزود: «ایثار، حضور، محبت و نوعی بیداری جمعی که در میان مردم در این ایام شکل گرفته، چیزی است که من در تمام سالهای زندگیام، از اواخر دهه شصت تا امروز، کمتر شاهد آن بودهام. کاش بتوانیم این نوع زیست را حتی پس از پایان جنگ نیز حفظ کنیم.»
سجاد مهرگان در ادامه به نسبت میان هنر و واقعیت اشاره کرد و گفت: «هنر از دل واقعیت آغاز میشود، اما آن را با ظرافتی خاص به چیزی قدرتمندتر، باشکوهتر و حتی شگفتانگیزتر تبدیل میکند. هنرمند واقعی نمیتواند نسبت به واقعیت مقاومت بیتفاوت باشد؛ اصلاً مگر میشود هنرمند بود و با هنر، مقاومت نکرد؟»
او افزود: «مقاومت یک امر فطری است؛ همانطور که یک پرنده، فارغ از شرایط، اگر به لانهاش نزدیک شوی، واکنش نشان میدهد. این غریزه در انسان هم وجود دارد و در شرایط بحرانی، خودش را بهوضوح نشان میدهد.»
این کارگردان با اشاره به تأثیرات عاطفی برخی اتفاقات اخیر بیان کرد: «بارها آن لحظات دلهرهآور را در ذهنم بازسازی کردهام و خودم را جای آن کودکان، خانوادههایشان و حتی کادر آموزشی قرار دادهام. آنچه برای کودکان میناب رخ داد، صرفاً یک اتفاق نیست؛ این یک روایت ماندگار از مظلومیت است.»
او ادامه داد: «این قصه، روایت کودکانی است که در برابر بیرحمی قرار گرفتند؛ روایتی که در آینده، نسلها آن را بازگو خواهند کرد. اینها داستانهای واقعیاند، نه روایتهای ساختگی فضای مجازی؛ داستانهایی که حتی مجال دیدهشدن کافی هم پیدا نکردند.»
سجاد مهرگان در بخش دیگری از سخنان خود به نقش نهادهای فرهنگی در این شرایط اشاره کرد و گفت: «مخاطب هنر، روح جامعه است و نباید اجازه داد این روح فرسوده شود. در زمان جنگ، جامعه بیش از هر زمان دیگری به آرامش و تغذیه روحی نیاز دارد و سیاستگذاران فرهنگی باید به این مسئله توجه ویژه داشته باشند.»
او تأکید کرد: «با روح خسته نمیتوان در میدان ایستادگی کرد. به همین دلیل، توجه به تولیدات فرهنگی و هنری در این مقطع اهمیت مضاعفی پیدا میکند.»
این کارگردان همچنین به ضرورت تقویت تولیدات هنری در سطح بینالمللی اشاره کرد و افزود: «پس از این جنگ، ایران بیش از گذشته در سطح جهان دیده شده است و این میتواند فرصتی برای گسترش تولیدات بینالمللی باشد؛ موضوعی که هم به معرفی فرهنگ ایرانی کمک میکند و هم میتواند بخشی از دغدغههای شغلی هنرمندان را کاهش دهد.»
سجاد مهرگان در پایان با تأکید بر حمایت از بخشهای آسیبپذیرتر هنر گفت: «در فضای فعلی، برخی شاخههای هنری مانند تئاتر آسیب بیشتری دیدهاند. لازم است در سایر حوزهها مانند سینما و تلویزیون، از ظرفیت این هنرمندان استفاده شود؛ چه در حوزه بازیگری و چه در بخشهایی مانند طراحی صحنه.»
او خاطرنشان کرد: «این همافزایی میان شاخههای مختلف هنری میتواند به کاهش فشارهای اقتصادی و حرفهای بر هنرمندان کمک کند و به تداوم حیات هنر در این روزهای سخت یاری برساند.»