بررسی محبوب ترین سریالهای نمایش خانگی از نگاه مخاطبان
به گزارش سینما رسانه، محبوبیت در شبکه نمایش خانگی فقط با تعداد قسمتها یا حضور بازیگران شناختهشده به دست نمیآید. بعضی سریالها به دلیل داستان متفاوت، برخی به واسطه شخصیتهای ماندگار و تعدادی هم به خاطر حاشیهها و بحثهایی که پیرامونشان شکل گرفته، در ذهن مخاطبان باقی ماندهاند.
نتیجه اما در همه آنها یکسان بوده است؛ تبدیل شدن به آثاری که برای مدتی طولانی موضوع گفتوگوی کاربران، رسانهها و علاقهمندان به سریال بودهاند.
در این گزارش، سراغ مجموعههایی رفتهایم که توانستهاند بیشترین توجه مخاطبان شبکه نمایش خانگی را به خود جلب کنند؛ آثاری که هر کدام به شکلی متفاوت بر جریان سریالسازی ایران اثر گذاشتهاند و نامشان همچنان در فهرست پربحثترین و محبوبترین تولیدات این حوزه دیده میشود.
درامهای تاریخی و عاشقانه؛ از شهرزاد تا جیران
«شهرزاد»
در میان سریالهای پرشمار شبکه نمایش خانگی، آثار معدودی توانستهاند همانند «شهرزاد» جایگاهی ماندگار در میان مخاطبان پیدا کنند. مجموعهای به کارگردانی حسن فتحی که از زمان انتشار در سال ۱۳۹۴، فراتر از یک سریال ظاهر شد و به یکی از مهمترین پدیدههای فرهنگی و رسانهای دهه اخیر تبدیل شد. این درام تاریخی در سه فصل، بخشی از تحولات حساس تاریخ معاصر ایران را دستمایه روایت خود قرار میدهد.
قصه «شهرزاد» در تهران دهه ۱۳۳۰ و همزمان با روزهای ملتهب پس از کودتای ۲۸ مرداد آغاز میشود. رویدادی که نهتنها معادلات سیاسی کشور را تغییر میدهد، بلکه زندگی شخصیتهای داستان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. در فضایی آکنده از کشمکشهای سیاسی، قدرتطلبی و خشونت، عشقی شکل میگیرد که سرنوشت آن با حوادث زمانه گره خورده است؛ عشقی که انتخابهای دشوار و اتفاقات پیشبینینشده، مسیر زندگی عاشقانش را دگرگون میکند.
یکی از مهمترین نقاط قوت «شهرزاد» که آن را به یکی از محبوبترین سریالهای نمایش خانگی تبدیل کرده است، به ترکیب بازیگران آن بازمیگردد. علی نصیریان با نقشآفرینی درخشان خود در قالب «بزرگآقا»، شخصیتی خلق کرد که به یکی از ماندگارترین کاراکترهای تاریخ نمایش خانگی تبدیل شد. در کنار او، ترانه علیدوستی، شهاب حسینی و پریناز ایزدیار با ارائه بازیهایی تأثیرگذار، مثلثی عاطفی و پیچیده را به تصویر کشیدند که از عوامل اصلی جذابیت سریال به شمار میرود. همچنین حضور بازیگرانی همچون پانتهآ پناهیها، مهدی سلطانی و رویا نونهالی در ادامه داستان، بر غنای دراماتیک اثر افزود.
موفقیت «شهرزاد» تنها به استقبال گسترده مخاطبان محدود نشد و تحسین منتقدان را نیز به همراه داشت. این مجموعه در دو دوره متوالی جشن حافظ موفق به کسب جوایز متعدد شد و جایگاه خود را بهعنوان یکی از موفقترین تولیدات نمایش خانگی تثبیت کرد.
در شانزدهمین جشن حافظ، «شهرزاد» جوایز بهترین کارگردانی برای حسن فتحی، بهترین فیلمنامه برای حسن فتحی و نغمه ثمینی و بهترین بازیگر مرد درام را برای علی نصیریان و شهاب حسینی به دست آورد.
این روند موفقیت در هفدهمین دوره جشن حافظ نیز ادامه یافت؛ جایی که شهرزاد بار دیگر جوایز بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مرد برای مهدی سلطانی و بهترین بازیگر زن برای رویا نونهالی را از آن خود کرد و نامش را در فهرست پرافتخارترین سریالهای شبکه نمایش خانگی ثبت کرد.
«جیران»
پس از موفقیت خیرهکننده سریال «شهرزاد»، انتظارات از حسن فتحی به اوج خود رسیده بود تا اینکه در سال ۱۴۰۰، او با سریال «جیران» بار دیگر مخاطبان را به سفری در دل تاریخ برد.
این اثر که از بهمنماه ۱۴۰۰ در پلتفرم فیلیمو به نمایش درآمد، فراتر از یک درام تاریخی معمولی، به یک پدیده اجتماعی تبدیل شد که حتی در جشنواره بینالمللی درامای سئول نامزد دریافت جایزه بهترین سریال جهانی شد.
داستان «جیران» در یکی از ملتهبترین دورانهای تاریخ ایران آغاز میشود؛ زمانی که ایران هنوز در سوگِ قتل امیرکبیر نشسته و ناصرالدینشاه جوان در گیرودار دسیسههای درباری، دل به دختری روستایی و جسور میبازد که او را جیرانمینامد.
این عشق که در میان دیوارهای سنگی کاخ صدمات زیادی میبیند، تقابلی دیدنی میان احساسات شخصی پادشاه و مصلحتهای سیاسی مملکت ایجاد میکند.
پریناز ایزدیار موفق شد جیرانی را خلق کرد که همزمان مقتدر و شکننده بود. بهرام رادان تصویری متفاوت از ناصرالدینشاه ارائه داد و مریلا زارعی در نقش مهدعلیا، با بازی خیرهکنندهاش، یکی از قدرتمندترین بازیهای زن تاریخ نمایش خانگی را ثبت کرد.
حضور چهرههایی چون امیر جعفری، مهدی پاکدل و رعنا آزادیور، باعث شد این سریال در نهایت ۶ جایزه در جشن حافظ کسب کند.
«جیران» یکی از پرچالشترین سریالهای نمایش خانگی بود، شکایتهای مربوط به حقوق مالکیت ادبی و شباهتهای داستانی باعث شد پخش سریال چندین بار با وقفه و توقیف مواجه شود. اما وفاداری مخاطبان و جذابیت قصه باعث شد این سریال پس از فراز و نشیبهای فراوان، سرانجام در فروردین ۱۴۰۲ به ایستگاه پایانی برسد.
«تاسیان»
تینا پاکروان با «تاسیان» ثابت کرد که رگِ خواب مخاطب ایرانی را در ترکیب درام، تاریخ و جزئیات بصری بهخوبی میشناسد. این اثر که از زمستان ۱۴۰۳ در پلتفرم فیلیمو به نمایش درآمد، از همان قسمتهای نخست نشان داد که فراتر از یک روایت عاشقانه ساده، به دنبال بازنمایی بخشی از هویت اجتماعی و تاریخی ایران است.
تاسیان در ژانر درام-عاشقانه، امضای همیشگی پاکروان را با خود دارد؛ وسواس در طراحی صحنه، دقت در لباسهای دوره تاریخی و قاببندیهایی که طبیعت و اتمسفر قصه را به رکنی از درام تبدیل میکند. این سریال با تکیه بر فضاسازیهای خیرهکننده، توانسته است اتمسفری ملموس و تاثیرگذار را برای مخاطبان خود خلق کند.
تاسیان را میتوان یکی از پرستارهترین پروژههای سالهای اخیر دانست. حضور مهران مدیری در کنار چهرههای مقتدری چون بابک حمیدیان و پانتهآ پناهیها، که بازیهای خیرهکنندهای را از خود به نمایش گذاشتهاند، وزنه هنری سریال را دوچندان کرده است.
ترکیب بازیگرانی نظیر هوتن شکیبا، صابر ابر، نازنین بیاتی و هدیه تهرانی، این مجموعه را به یک ضیافت بازیگری تبدیل کرده که در آن هر نقش، از محمدرضا شریفینیا تا نسرین نصرتی، با دقت و ظرافت انتخاب شده است.
اما مسیر «تاسیان» هموار نبود. زمانی که مخاطبان منتظر پخش قسمت نخست این سریال بودند، انتشار نامهای از سوی ساترا مبنی بر عدم صدور مجوز صیانت، شوک بزرگی به بازار نمایش خانگی وارد کرد. با وجود اخطارهای مکرر نهادهای نظارتی و بیانیه خبرگزاری قوه قضاییه مبنی بر توقیف سریال به دلیل «فقدان مجوز تولید و پخش»، پلتفرم منتشرکننده با پافشاری بر وعده خود به مخاطب، پخش سریال را آغاز کرد.
این چالش حقوقی که به تیتر اول رسانهها تبدیل شده بود، سرانجام با رایزنیهای گسترده میان تیم تولید و ساترا وارد فاز جدیدی شد. پس از یک وقفه کوتاه و اصلاحات محتوایی، قسمت چهارم سریال در ۱۷ اسفندماه در دسترس کاربران قرار گرفت؛ هرچند که بیانیههای متناقض ساترا در روزهای بعد، نشان از تداوم چالشهای نظارتی بر سر راه این پروژه عظیم دارد.
بازنمایی قدرت و ثروت؛ زخم کاری و دل
«زخم کاری»
اگر بخواهیم یک سریال را به عنوان جریانسازترین اثر سال ۱۴۰۰ نام ببریم، بدون شک آن اثر «زخم کاری» است.
محمدحسین مهدویان با اولین تجربه سریالسازی خود، نه تنها رکورد تماشای سریالهایی چون «همگناه» را با ثبت ۲۰ میلیون دقیقه تماشا جابهجا کرد، بلکه استاندارد جدیدی از خشونت، قدرت و جنون را در شبکه نمایش خانگی به تصویر کشید.
اثری که در جشن حافظ خوش درخشید و تندیس بهترین مجموعه تلویزیونی را از آن خود کرد.
فصل اول «زخم کاری» اقتباسی از رمان «بیست زخم کاری» محمود حسینیزاد و تراژدی بیتکرار «مکبث» شکسپیر بود.
قصه صعود و سقوط «مالک مالکی» (جواد عزتی)، کارمندی که با وسوسههای همسرش «سمیرا» (رعنا آزادیور)، راه خونینی را برای رسیدن به ثروت هلدینگ ریزآبادی طی میکند. این سریال در فصلهای بعدی با نگاهی به «هملت»، وارد فاز جدیدی از انتقام و مجازات شد که تا سال ۱۴۰۳ نیز ادامه یافت.
رعنا آزادیور برای نقش سمیرا برنده تندیس بهترین بازیگر زن درام شد.
او شخصیتی را خلق کرد که با نگاهها و سکوتهایش، ترس و قدرت را همزمان منتقل میکرد. در کنار او، جواد عزتی با ارائه یکی از متفاوتترین بازیهای کارنامهاش، مالک را به شخصیتی تبدیل کرد که مخاطب علیرغم تمام جنایتهایش، با او همزادپنداری میکرد.
حضور بازیگران مقتدری چون هانیه توسلی، سعید چنگیزیان و در فصلهای بعد الناز ملک، به این درام جنایی غنای دوچندان بخشید.
هرچند فصل نخست با تحسین قاطع منتقدان و مخاطبان روبهرو شد و پایانبندی مسحورکنندهاش در ساحل تا مدتها ترند فضای مجازی بود، اما فصلهای دوم و سوم با واکنشهای متفاوتی همراه شدند. منتقدان به ضعف در شخصیتپردازیهای فرعی و حضور کمرنگ مالک در فصل دوم نقد داشتند، اما با این حال، آمار تماشا کاهش نیافت. تا جایی که قسمت پایانی فصل دوم با ۶۵۲ هزار نمایش در روز اول، رکورد جدیدی در تاریخ فیلیمو به نام خود ثبت کرد.
«دل»
منوچهر هادی در سال ۱۳۹۸، پس از تجربههای موفق در سینما، «دل» را که یکی از سریالهای نمایش خانگی است، روانه پلتفرمهای آنلاین کرد. اثری که به یکی از پربحثترین مجموعههای سال تبدیل شد و توانست طیف گستردهای از مخاطبان را با داستان پرفراز و نشیب خود همراه کند.
داستان «دل» روایتگر عشق پرشور رستا و آرش است؛ زوجی که پس از تحمل سختیهای فراوان و کشمکشهای خانوادگی، سرانجام به شب عروسی میرسند. اما درست در لحظهای که همه در انتظار آغاز زندگی مشترک آنها هستند، وقوع اتفاقی مرموز و تکاندهنده در شب مراسم، همه چیز را بر هم میزند.
این سریال با هنرمندی حامد بهداد، ساره بیات، نسرین مقانلو، یکتا ناصر و مهراوه شریفینیا، از همان ابتدا توجهات را به خود جلب کرد.
متفاوت بودن نقش حامد بهداد در «دل» یکی از جذابیتهای این سریال بود. او که پیش از این با نقشهای پرخاشگر و عصیانگر شناخته میشد، در یادداشتی درباره این تغییر رویه نوشت:
«من از بس فیلمهای خشن بازی کرده بودم و فریاد کشیده بودم، فکر میکردم لازم است تصویری از خود به جا بگذارم که در راه عشق، محبت و صبر باشد. قصهای که در راه اتصال و وصل باشد تا بتوانم تماشاگری جدید جذب کنم؛ تماشاگری که با قلب ساده خود، این عشق را دریافت کند.»
«دل» دوران پخش پرسر و صدایی را پشت سر گذاشت. از یک سو، بسیاری از منتقدان و بخشی از مخاطبان به ریتم کُند داستان نقد داشتند، اما از سوی دیگر، آمار بازدیدها نشان میداد که سریال به خوبی توانسته جای خود را در دل مخاطبان باز کند.
روایتهای امنیتی و حقوقی؛ سقوط و گناه فرشته
«سقوط»
سریال سقوط به کارگردانی سجاد پهلوانزاده و تهیهکنندگی محمدرضا منصوری، محصول سال ۱۴۰۱ است که در فضای شبکه نمایش خانگی و از طریق پلتفرم فیلیمو منتشر شد. این مجموعه که در ژانر درام، سیاسی و اکشن ساخته شده، نخستین تجربه کارگردانی پهلوانزاده پس از سالها تدوینگری در پروژههای بزرگ سینمایی است. محمدحسین مهدویان نیز به عنوان مشاور کارگردان در این پروژه حضور داشت که تاثیر سبک بصری او در این مینیسریال به خوبی مشهود است.
داستان «سقوط» با یک سفر جادهای آغاز میشود؛ آیسان به پیشنهاد همسرش ژاکان برای ماه عسل راهی ترکیه میشود. اما در میانه راه، حقیقت هولناک این سفر آشکار شده و آیسان متوجه میشود که همسرش با فریب، او را به قلب قلمرو داعش در سوریه برده است. روایت اصلی سریال حول محور تلاشهای یک مامور امنیتی برای نجات آیسان از چنگال این گروه تروریستی و استیصال یک زن در موقعیتی مرگبار شکل میگیرد. این مجموعه تلاش کرد تا در بستری خانوادگی، به یکی از ملتهبترین موضوعات سیاسی و امنیتی منطقه بپردازد.
در تیم بازیگری این سریال، چهرههای نوظهور در کنار بازیگران باسابقه قرار گرفتهاند. الناز ملک با بازی در نقش آیسان، توانست تحسین بسیاری از منتقدان را برای نمایش مستاصل بودن و شجاعت یک زن در بند جلب کند. سجاد بابایی در نقش ژاکان و عباس جمشیدیفر در نقشی متفاوت و جدی، از دیگر نقاط قوت بازیگری این مجموعه محسوب میشوند. همچنین بازیگرانی نظیر ابتسام بغلانی، امین میری و وحید آقاپور با اجرای نقشهای مکمل، به باورپذیری فضای داستان کمک شایانی کردند.
سقوط در زمان پخش خود با حواشی رسانهای زیادی همراه بود، اما به دلیل ضربآهنگ تند، فیلمبرداری در لوکیشنهای سخت و موضوع حساسیتبرانگیز، به سرعت به یکی از پرمخاطبترین آثار سال تبدیل شد. این سریال از معدود تولیدات نمایش خانگی است که با استفاده از استانداردهای فنی بالا، توانست صحنههای جنگی و عملیاتی را با کیفیتی قابل توجه به تصویر بکشد و مورد توجه مخاطبان قرار گیرد.
«گناه فرشته»
سریال گناه فرشته به نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی حامد عنقا، از تاریخ ۱ دی ۱۴۰۲ در پلتفرم فیلیمو منتشر شد. این مجموعه که در ژانر درام اجتماعی و معمایی ساخته شده است، یکی از تولیدات جنجالی و پربحث سالهای اخیر شبکه نمایش خانگی محسوب میشود. حامد عنقا که پیش از این به عنوان نویسنده در پروژههای موفقی حضور داشت، در این اثر علاوه بر نگارش فیلمنامه، مسئولیت کارگردانی را نیز بر عهده گرفته است تا نگاه خاص خود به مسائل حقوقی و اجتماعی را پیادهسازی کند.
داستان این مجموعه پیرامون زندگی یک زوج وکیل شکل میگیرد که در یک پرونده قتل پیچیده، در مقابل یکدیگر قرار میگیرند. حامد تهرانی با بازی شهاب حسینی، وکیلی سرشناس و متبحر در پروندههای اقتصادی و فرزند عماد تهرانی است. در مقابل، همسرش مهتاب محتشم با بازی لادن مستوفی، وکیلی است که در پروندههای قتل تخصص دارد. محوریت اصلی داستان، پرونده قتل چهرهای معروف به نام عشیری است که باعث میشود این زوج نه تنها در فضای حرفهای و دادگاه، بلکه در زندگی شخصی نیز با چالشهای عمیق و تقابلهای اخلاقی مواجه شوند.
تیم بازیگری این سریال ترکیبی از چهرههای باسابقه و استعدادهای جدید است. حضور شهاب حسینی به عنوان نقش اصلی در کنار امیر آقایی، وزنه بازیگری این اثر را به شدت تقویت کرده است. لادن مستوفی نیز با ارائه تصویری مقتدر از یک وکیل زن، یکی از بازیهای تحسینبرانگیز خود را به نمایش گذاشته است. مهدی سلطانی، پردیس پورعابدینی و بهروز رضوی از دیگر بازیگران کلیدی این مجموعه هستند. حضور بهروز رضوی، پیشکسوت عرصه گویندگی و هنر، به فضای روایی و صوتی سریال هویت خاصی بخشیده است.
گناه فرشته با تمرکز بر گرههای حقوقی و نفوذ قدرت در پروندههای قضایی، سعی دارد لایههای پنهان فساد و انتقام را در بستر یک درام خانوادگی روایت کند. این سریال از همان قسمتهای نخست با واکنشهای متفاوتی از سوی منتقدان و مخاطبان مواجه شد و به دلیل ارجاعات خاص و ضربآهنگ داستانیاش، به یکی از آثار پرمخاطب پلتفرم فیلیمو در سال ۱۴۰۲ تبدیل گردید.
نوآوری در فرم و محتوا؛ شبکه مخفی زنان و آبان
«آبان»
در دورانی که شبکه نمایش خانگی عمدتاً بر درامهای تاریخی یا جنایی متمرکز شده است، سریال «آبان» با رویکردی نوآورانه و انتخاب سوژهای از دلِ دنیای مدرن، مسیر متفاوتی را برگزیده است.
این مجموعه به کارگردانی رضا دادویی و تهیهکنندگی مجید مولایی، یکی از مهمترین تولیدات پلتفرم نوظهور«شیدا» است که توانسته پیوندی میان تکنولوژیهای پیشرفته و چالشهای عمیق انسانی برقرار کند.
داستان سریال پیرامون زندگی جوانی نخبه به نام «آبان» میچرخد که در حوزه هوش مصنوعی فعالیت میکند. او موفق به طراحی الگوریتمی پیشرفته برای پیشبینی و کسب سود در بازارهای مالی شده است؛ اما این نبوغ، او را به ورطه بحرانی بزرگ میکشاند.
تقابل آبان با سرمایهگذار سابقش و بدهی میلیاردی که او را در یک قدمی زندان قرار داده، بنمایه اصلی این درام روانشناختی است. نویسندگان اثر، امیرمحمد عبدی و پوریا کاکاوند بهخوبی توانستهاند فشار روانی یک مغز متفکر را در مواجهه با بنبستهای مادی به تصویر بکشند.
بدون شک یکی از برگهای برنده سریال «آبان»، تیم بازیگری آن است. حضور شهاب حسینی و امین حیایی در یک پروژه، به تنهایی برای تضمین موفقیت هر اثری کافی است. در کنار این دو ستاره، بازیگرانی چون لاله مرزبان، میرسعید مولویان، مینا ساداتی، بهاره کیانافشار و رضا اخلاقیراد، ترکیبی قدرتمند را تشکیل دادهاند که به لایههای مختلف قصه، جان بخشیدهاند.
کیفیت بازیها در «آبان» که یکی از محبوب ترین سریال های نمایش خانگی است، از چشم منتقدان و داوران دور نماند. در بیستوچهارمین دوره جشن حافظ، امین حیایی موفق شد تندیس حافظ را در بخش «بهترین دستاورد فردی ویژه» دریافت کند؛ افتخاری که نشاندهنده استاندارد بالای بازیگری در این مجموعه و تأثیرگذاری نقشآفرینی او در پیشبرد روایت داستان است.
انتخاب سریال «آبان» به عنوان یکی از پروژههای کلیدی پلتفرم شیدا، نشان از استراتژی هوشمندانه این سکوی جدید برای ورود به رقابت بازار VODها دارد. «آبان» با تکیه بر فیلمنامهای دقیق و کارگردانی هوشمندانه رضا دادویی، ثابت کرد که مخاطب امروز به دنبال داستانهایی است که همزمان با دنیای مدرن حرکت کنند و در عین حال، ریشههای دراماتیک قوی داشته باشند.
«شبکه مخفی زنان»
سریال «شبکه مخفی زنان» به کارگردانی افشین هاشمی و تهیهکنندگی محمدحسن شانهساززاده، بی تردید یکی از متفاوتترین و در عین حال پردردسرترین تولیدات شبکه نمایش خانگی در دهه اخیر است. این اثر که از مرداد ۱۴۰۱ به صورت اختصاصی در پلتفرم نماوا اکران شد، با ترکیب ژانرهای درام، کمدی و تاریخ، کوشید تا نگاهی هجوآمیز به بوروکراسی اداری و فعالیتهای مدنی زنان در دهه ۱۳۱۰ خورشیدی داشته باشد.
قصه سریال در سال ۱۳۱۰ خورشیدی روایت میشود؛ جایی که وزارت فرهنگ و هنر وقت، تصمیم به تشکیل «کانون بانوان» میگیرد تا با حذف تشکلهای مشابه، مدیریتِ حرکتهای زنانه را به دست بگیرد. میرزا محمود زنبورکچی (با بازی سیامک انصاری)، کارمند عالیرتبه اداره سجل احوال، مامور میشود تا در کنار «دلبرجان تاجرباشی» (با بازی لیلا حاتمی)، مسئولیت انتخاب اعضا و هدایت این کانون را بر عهده بگیرد.
انتخاب لوکیشنهای بینظیری همچون باغ نگارستان و کاخ مسعودیه، به این اثر غنای بصری دوچندانی بخشیده و مخاطب را کاملاً در اتمسفر تهران قدیم قرار میدهد.
حضور ستارگانی چون مهدی هاشمی، لیلا حاتمی و باران کوثری در کنار تیم قدرتمند کمدی شامل شبنم مقدمی، شقایق دهقان و امیرحسین رستمی، باعث شد تا سریال در ارائه تیپهای شخصیتی مختلف موفق عمل کند. حضور حمید فرخنژاد و فرزانه نشاطخواه نیز به تنوع و جذابیت روایتهای فرعی داستان افزوده است.
تاریخچه پخش «شبکه مخفی زنان» خود به تنهایی یک درامِ پرتعلیق است. پخش این مجموعه که از محبوب ترین سریال های نمایش خانگی شناخته میشود، از تابستان ۱۴۰۱ آغاز شده بود، به دلیل همزمانی با التهابات اجتماعی و قرابت نام و محتوای سریال با وقایع روز جامعه، وارد چرخهای از بینظمی و توقیفهای مکرر شد.
پس از پخش قسمت بیستم در دیماه ۱۴۰۱، ترمز پخش سریال کشیده شد و ۱۰ قسمت باقیمانده برای بیش از شش ماه در راهروهای نظارتی توقیف ماند. در حالی که انتظار میرفت در مرداد ۱۴۰۲ قفل پخش سریال شکسته شود، ساترا بار دیگر به دلیل حساسیتهای زمانی از انتشار آن جلوگیری کرد. سرانجام پس از کشوقوسهای فراوان و انتظاری طولانی، پخش مجدد این مجموعه از ۱۶ آبان ۱۴۰۲ آغاز شد تا پرونده این شبکه پرماجرا بسته شود.