https://cinemaresane.ir/fa/news/39873

شناسه خبر: 39873
۱۴۰۵-۳-۱۹ ۱۵:۳۰

تناقضات رفتاری صدا و سیما

وقتی «رسانه ملی» خودش متهم به سلیقه‌ای عمل‌کردن می‌شود؛ روایتی از تناقض‌ها، سانسورها و استانداردهای دوگانه در صداوسیما

به گزارش سینما رسانه، سال‌هاست که صداوسیما با عنوان «رسانه ملی» شناخته می‌شود؛ رسانه‌ای که قرار بوده صدای طیف متنوعی از مردم، فرهنگ‌ها، نگاه‌ها و جریان‌های فکری کشور باشد. اما در کنار همه تلاش‌ها، تولیدات و برنامه‌هایی که در دوره‌های مختلف روی آنتن رفته، یک انتقاد قدیمی همچنان پابرجاست؛ اینکه آیا صداوسیما واقعاً نماینده همه صداهاست یا بیشتر به رسانه یک سلیقه و جریان خاص تبدیل شده است؟

این پرسش، دیگر فقط از سوی منتقدان بیرون از سازمان مطرح نمی‌شود. در سال‌های اخیر، از سینماگران و بازیگران گرفته تا برخی مدیران دولتی، نمایندگان مجلس، روزنامه‌نگاران و حتی چهره‌های نزدیک به ساختار رسمی کشور نیز بارها نسبت به «اعمال سلیقه»، «سانسور گزینشی»، «تغییر روایت‌ها» و «استانداردهای دوگانه» در رسانه ملی انتقاد کرده‌اند.

سانسور؛ از اتاق تدوین تا آنتن زنده

یکی از پرتکرارترین انتقادها به صداوسیما، موضوع سانسور و تقطیع مصاحبه‌هاست؛ اتفاقی که بارها باعث اعتراض مهمانان برنامه‌ها شده است.

نمونه شاخص آن، اعتراض همایون اسعدیان به تقطیع صحبت‌هایش در یک برنامه تلویزیونی بود. او بعد از پخش برنامه اعلام کرد بخش‌هایی از صحبت‌هایش حذف شده و نسخه نهایی، با گفت‌وگوی اصلی تفاوت جدی داشته است. اسعدیان حتی حضورش در آن برنامه را «اشتباهی پرهزینه» توصیف کرد.

این تنها یک نمونه نیست. طی سال‌های گذشته، بسیاری از هنرمندان و کارشناسان فرهنگی گفته‌اند که با وعده یک گفت‌وگوی آزاد مقابل دوربین نشسته‌اند اما در نهایت، نسخه‌ای کاملاً متفاوت از حرف‌هایشان روی آنتن رفته است؛ نسخه‌ای که گاهی حتی معنای اصلی صحبت‌ها را تغییر داده است.

ممنوع‌التصویری؛ قانونی نانوشته اما پرقدرت

در فضای رسانه‌ای ایران، شاید هیچ‌چیز به اندازه «ممنوع‌التصویری» مبهم و سلیقه‌ای نباشد. سال‌هاست که بازیگران، مجریان و هنرمندان مختلف بدون حکم رسمی یا توضیح شفاف، ناگهان از قاب تلویزیون حذف می‌شوند.

نکته عجیب‌تر اما اینجاست که در بسیاری موارد، آثار همان افراد همچنان از تلویزیون پخش می‌شود. یعنی بازیگر در سریال حضور دارد اما خودش اجازه حضور در برنامه یا مصاحبه را ندارد. همین تناقض، بارها به‌عنوان یکی از مصادیق رفتار سلیقه‌ای در رسانه ملی مطرح شده است.

از سوی دیگر، بازگشت ناگهانی بعضی چهره‌ها به تلویزیون نیز همیشه این سؤال را ایجاد کرده که معیار دقیق این محدودیت‌ها چیست و چه نهادی درباره آن تصمیم می‌گیرد؟

Image

استاندارد دوگانه در موسیقی و فرهنگ عامه

یکی از عجیب‌ترین تناقض‌های سال‌های اخیر، برخورد صداوسیما با موسیقی رپ و فضای موسیقی مدرن بوده است.

رسانه‌ای که سال‌ها بخشی از موسیقی رپ را «ضدفرهنگ» معرفی می‌کرد، بعدها در تیزرها، مسابقه‌ها و میان‌برنامه‌های خودش از همان فضا و همان ریتم‌ها برای جذب مخاطب استفاده کرد. همین اتفاق باعث شد بسیاری از منتقدان بگویند معیارهای فرهنگی صداوسیما بیشتر از آنکه ثابت و مشخص باشند، تابع شرایط و مصلحت‌های مقطعی‌اند.

ماجرای حذف ساز از قاب تصویر هم هنوز یکی از بحث‌برانگیزترین سیاست‌های تلویزیون است؛ اتفاقی که سال‌ها سوژه طنز، انتقاد و تعجب مخاطبان بوده. در حالی که صدای موسیقی پخش می‌شود، دوربین از نشان‌دادن ساز پرهیز می‌کند؛ تناقضی که بسیاری آن را نماد نوعی سردرگمی فرهنگی در رسانه ملی می‌دانند.

روایت‌های متفاوت از یک واقعیت

یکی دیگر از انتقادهای جدی به صداوسیما، نحوه پوشش اخبار سیاسی و اجتماعی است. منتقدان می‌گویند رسانه ملی در مواجهه با رویدادهای مشابه، بسته به اینکه چه جریان یا فردی در مرکز ماجرا باشد، روایت‌های متفاوتی ارائه می‌دهد.

در سال‌های مختلف، دولت‌های گوناگون نیز بارها از عملکرد خبری صداوسیما گلایه کرده‌اند. از نحوه پوشش مذاکرات سیاسی گرفته تا روایت بحران‌های اقتصادی و اجتماعی، همواره این انتقاد مطرح بوده که رسانه ملی گاهی بیشتر شبیه یک بازیگر سیاسی عمل می‌کند تا یک رسانه عمومی.

حتی در برخی مقاطع، اختلاف میان روایت رسمی دولت و روایت صداوسیما آن‌قدر آشکار شده که بعضی مسئولان دولتی، رسانه ملی را متهم به «حرکت خلاف سیاست‌های اعلامی کشور» کرده‌اند.

وقتی فضای مجازی از تلویزیون جلو می‌زند

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های کاهش اعتماد بخشی از مخاطبان به تلویزیون، مهاجرت گسترده مردم به فضای مجازی و شبکه نمایش خانگی است.

منتقدان می‌گویند بخشی از این اتفاق، نتیجه همان نگاه بسته و سلیقه‌ای به فرهنگ و رسانه است؛ نگاهی که باعث شد تلویزیون در جذب نسل جوان عقب بماند.

در سال‌هایی که شبکه نمایش خانگی توانست با تنوع ژانر، روایت‌های تازه و آزادی بیشتر مخاطب جذب کند، صداوسیما همچنان درگیر ممیزی‌های پیچیده و محدودیت‌های متعدد بود. با این حال، تناقض جالب اینجاست که بسیاری از برنامه‌ های جدید تلویزیون، بعدها تلاش کردند از فرم و ساختار همان پلتفرم‌هایی الگوبرداری کنند که پیش‌تر مورد انتقاد قرار می‌گرفتند.

رسانه ملی یا رسانه یک صدا؟

شاید مهم‌ترین پرسش امروز درباره صداوسیما همین باشد؛ اینکه آیا رسانه‌ای با بودجه عمومی و عنوان «ملی» می‌تواند تنها بازتاب‌دهنده یک نگاه محدود باشد؟

واقعیت این است که بخش زیادی از انتقادها به صداوسیما نه درباره اصل وجود خطوط قرمز، بلکه درباره «نبود معیار ثابت» و «اجرای سلیقه‌ای قوانین» است. منتقدان می‌گویند مشکل اصلی، تناقض‌هاست؛ جایی که یک رفتار برای فردی ممنوع است و برای فردی دیگر قابل چشم‌پوشی.

صداوسیما در تمام این سال‌ها همچنان یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین رسانه‌های کشور باقی مانده، اما تداوم این انتقادها نشان می‌دهد مسئله اعتماد عمومی، تنوع صداها و شفافیت در سیاست‌گذاری فرهنگی، هنوز به یکی از چالش‌های اصلی رسانه ملی تبدیل شده است.