https://cinemaresane.ir/fa/news/39928

شناسه خبر: 39928
۱۴۰۵-۳-۲۷ ۱۳:۳۰

وقتی کره جنوبی هالیوود را به چالش کشید؛ معرفی بزرگان سینمای کره

موفقیت جهانی آثار کره‌ای اتفاقی نبود؛ پشت این موج فرهنگی، نسلی از فیلمسازان ایستاده‌اند که چهره سینمای جهان را تغییر دادند.

تا دو دهه پیش کمتر کسی تصور می‌کرد سینمای کره جنوبی بتواند به یکی از مهم‌ترین جریان‌های سینمای جهان تبدیل شود. در روزگاری که هالیوود بازار جهانی را در اختیار داشت و سینمای اروپا همچنان مرجع فیلم‌های هنری محسوب می‌شد، فیلمسازان کره‌ای آرام‌آرام مسیری را آغاز کردند که امروز از آن به‌عنوان یکی از مهم‌ترین موفقیت‌های فرهنگی قرن بیست‌ویکم یاد می‌شود.

موفقیت جهانی فیلم‌هایی مانند «انگل»، «اولدبوی»، «ندیمه»، «خاطرات قتل»، «شیون» و «سوزاندن» تنها موفقیت چند فیلم پرفروش یا تحسین‌شده نیست؛ این آثار محصول نسلی از کارگردانان هستند که سینمای کره را از یک صنعت محلی به یک برند جهانی تبدیل کردند.

در میان ده‌ها نام تأثیرگذار، شش فیلمساز بیش از دیگران در شکل‌گیری هویت معاصر سینمای کره نقش داشته‌اند؛ فیلمسازانی که هرکدام با نگاه و سبک شخصی خود، بخشی از پازل موفقیت کره جنوبی را ساخته‌اند.

پارک چان-ووک؛ مردی که انتقام را به شعر تبدیل کرد

در تاریخ سینما کمتر کارگردانی را می‌توان یافت که بتواند خشونت را تا این اندازه زیبا، شاعرانه و در عین حال هولناک به تصویر بکشد. پارک چان-ووک فیلمسازی است که جهان او پر از زخم، عشق، خیانت، وسواس و انتقام است.

Image

او فعالیت حرفه‌ای خود را با فیلم‌های «ماه، رویای خورشید» و «سه‌گانه» آغاز کرد اما نقطه عطف کارنامه‌اش «منطقه امنیتی مشترک» (Joint Security Area) در سال ۲۰۰۰ بود؛ فیلمی که به یکی از پرفروش‌ترین آثار تاریخ کره تبدیل شد.

اما شهرت جهانی پارک با سه‌گانه انتقام شکل گرفت؛ «همدردی با آقای انتقام» (2002)، «اولدبوی» (2003) و «بانوی انتقام» (2005).

«اولدبوی» نه‌تنها یکی از مشهورترین فیلم‌های آسیایی تاریخ سینماست، بلکه همچنان در فهرست بهترین تریلرهای روان‌شناختی جهان قرار دارد. داستان مردی که بدون دلیل ربوده می‌شود و پس از سال‌ها زندان به دنبال حقیقت می‌گردد، به اثری تبدیل شد که هنوز درباره پایان شوکه‌کننده‌اش صحبت می‌شود.

پارک پس از آن سراغ پروژه‌های متفاوتی رفت؛ از فیلم خون‌آشامی «تشنگی» گرفته تا «استوکر» که نخستین تجربه انگلیسی‌زبان او بود. اما شاهکار دیگرش «ندیمه» در سال ۲۰۱۶ بود؛ فیلمی اقتباسی که با روایت چندلایه، بازی‌های درخشان و زیبایی بصری خیره‌کننده تحسین جهانیان را برانگیخت.

آخرین موفقیت بزرگ او «تصمیم برای جدایی» بود که جایزه بهترین کارگردانی جشنواره کن را برایش به ارمغان آورد.

در جهان پارک چان-ووک هیچ‌چیز آن‌گونه که به نظر می‌رسد نیست و مخاطب همیشه یک قدم با حقیقت فاصله دارد.

 

بونگ جون-هو؛ کارگردانی که تاریخ اسکار را تغییر داد

اگر پارک چان-ووک نماد جسارت سینمای کره باشد، بونگ جون-هو نماد جهانی شدن آن است.

او از همان ابتدای مسیر نشان داد که علاقه‌ای به مرزهای ژانری ندارد. نخستین فیلم بلندش «سگ‌هایی که پارس می‌کنند گاز نمی‌گیرند» اثری طنزآمیز و متفاوت بود، اما «خاطرات قتل» در سال ۲۰۰۳ همه چیز را تغییر داد.

Image

این فیلم که بر اساس نخستین پرونده قتل زنجیره‌ای کره ساخته شده بود، امروز از نگاه بسیاری از منتقدان یکی از بهترین آثار جنایی قرن جدید محسوب می‌شود.

پس از آن بونگ با «میزبان» نشان داد حتی در دل یک فیلم هیولایی نیز می‌توان نقد سیاسی و اجتماعی ارائه کرد. «مادر» یکی از پیچیده‌ترین درام‌های جنایی دهه ۲۰۰۰ شد و سپس «برف‌شکن» و «اوکجا» راه او را به بازار جهانی باز کردند.

اما نقطه اوج کارنامه‌اش «انگل» بود.

فیلمی که با داستان دو خانواده از دو طبقه اجتماعی متفاوت، شکاف اقتصادی و بی‌عدالتی را به تصویر کشید و توانست نخل طلای جشنواره کن و چهار جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم را کسب کند.

برای نخستین بار در تاریخ، یک فیلم غیرانگلیسی‌زبان مهم‌ترین جایزه اسکار را به خانه برد.

بونگ جون-هو ثابت کرد که مسائل اجتماعی کره جنوبی در واقع دغدغه‌های مشترک تمام جهان هستند.

 

لی چانگ-دونگ؛ فیلسوفی پشت دوربین

در میان فیلمسازان کره‌ای، لی چانگ-دونگ بیش از همه به یک نویسنده شباهت دارد. او پیش از ورود به سینما رمان‌نویس بود و همین پیشینه ادبی در تمام آثارش دیده می‌شود.

فیلم‌های او کمتر به دنبال هیجان و سرگرمی هستند و بیشتر انسان را در برابر درد، تنهایی و تاریخ قرار می‌دهند.

Image

«ماهی سبز» نخستین فیلم مهم او بود اما «آبنبات نعنایی» جایگاهش را تثبیت کرد. فیلمی که زندگی یک مرد را از پایان به آغاز روایت می‌کند و هم‌زمان تصویری تلخ از تحولات سیاسی و اجتماعی کره ارائه می‌دهد.

«اُیسیس» درباره عشق دو انسان طردشده از جامعه است؛ اثری که بسیاری آن را یکی از انسانی‌ترین فیلم‌های قرن می‌دانند.

سپس «راز آفتاب» و «شعر» ساخته شدند؛ فیلم‌هایی که جوایز متعددی از جشنواره کن دریافت کردند.

اما شاهکار متأخر او «سوزاندن» بود.

فیلمی رازآلود با بازی استیون یون که اقتباسی آزاد از داستانی نوشته هاروکی موراکامی است. «سوزاندن» پس از اکران به یکی از تحسین‌شده‌ترین فیلم‌های دهه ۲۰۱۰ تبدیل شد و بسیاری آن را بهترین فیلم تاریخ سینمای کره نامیدند.

لی چانگ-دونگ فیلمساز پاسخ‌ها نیست؛ او استاد پرسش‌های بی‌پاسخ است.

 

نا هونگ-جین؛ معمار کابوس‌های مدرن

در دنیای نا هونگ-جین هیچ‌کس امنیت ندارد.

Image

نخستین فیلم او یعنی «تعقیب‌کننده» در سال ۲۰۰۸ به سرعت توجه منتقدان را جلب کرد. فیلمی که قواعد معمول آثار پلیسی را زیر پا می‌گذاشت و قاتل را از همان ابتدا به مخاطب معرفی می‌کرد.

دو سال بعد «دریای زرد» ساخته شد؛ اثری خشن، پرتنش و نفس‌گیر که به یکی از مهم‌ترین تریلرهای دهه تبدیل شد.

اما شهرت جهانی او با «شیون» رقم خورد.

فیلمی که جنایت، مذهب، خرافات، وحشت و اسطوره را در هم می‌آمیزد و تجربه‌ای خلق می‌کند که تا مدت‌ها از ذهن مخاطب پاک نمی‌شود.

«شیون» یکی از معدود فیلم‌های ترسناک قرن جدید است که علاوه بر موفقیت تجاری، تحسین گسترده منتقدان را نیز به دست آورد.

نا هونگ-جین ثابت کرده که وحشت واقعی نه در هیولاها، بلکه در ناشناخته‌ها و تاریکی درون انسان نهفته است.

 

کیم جی-وون؛ استاد تغییر چهره

برخی فیلمسازان یک ژانر را انتخاب می‌کنند و تمام عمر در همان مسیر حرکت می‌کنند. کیم جی-وون دقیقاً نقطه مقابل آن‌هاست.

Image

او با «داستان دو خواهر» یکی از مهم‌ترین فیلم‌های ترسناک آسیا را ساخت.

سپس با «زندگی تلخ و شیرین» وارد قلمرو نوآر شد و یکی از بهترین فیلم‌های گانگستری کره را خلق کرد.

«خوب، بد، عجیب» ادای دینی پرانرژی به وسترن‌های کلاسیک بود و «شیطان را دیدم» یکی از بی‌رحمانه‌ترین و پرتنش‌ترین تریلرهای انتقامی تاریخ سینما شد.

او بعدها «عصر سایه‌ها» را ساخت که نماینده کره جنوبی در رقابت اسکار بود و سپس با «کبری» بار دیگر توانایی خود را در بازی با ژانرها نشان داد.

کیم جی-وون را می‌توان یکی از کامل‌ترین فیلمسازان فنی سینمای کره دانست؛ کارگردانی که تقریباً در هر ژانری موفق بوده است.

 

ییم سون-ری؛ صدای آرام در میان هیاهوی سینمای کره

در میان این همه فیلمساز مرد و این همه داستان‌های تاریک، ییم سون-ری صدایی متفاوت است.

او از معدود زنان فیلمساز کره جنوبی است که توانسته به جایگاهی تثبیت‌شده در صنعت سینما برسد.

آثار او معمولاً به سراغ آدم‌های عادی جامعه می‌روند؛ انسان‌هایی که درگیر خانواده، شغل، دوستی، عشق و دغدغه‌های روزمره هستند.

«سه دوست»، «برادران وایکیکی»، «برای همیشه بهترین لحظه زندگی ما»، «جنگل کوچک» و «مذاکره» از مهم‌ترین آثار او هستند.

در میان آن‌ها «جنگل کوچک» بیش از همه مورد توجه قرار گرفت؛ فیلمی شاعرانه درباره دختری که زندگی شهری را رها می‌کند و به روستا بازمی‌گردد تا معنای واقعی آرامش را پیدا کند.

ییم سون-ری ثابت کرده که سینمای بزرگ الزاماً به معنای بودجه‌های کلان یا داستان‌های پرهیجان نیست؛ گاهی یک روایت ساده و صادقانه می‌تواند بیش از هر چیز دیگری بر مخاطب اثر بگذارد.

Image


سینمایی که دیگر نمی‌توان نادیده‌اش گرفت

موفقیت سینمای کره جنوبی محصول یک فیلم یا یک جایزه نیست. این موفقیت حاصل سال‌ها تلاش فیلمسازانی است که از تقلید فاصله گرفتند و زبان مخصوص خود را ساختند.
پارک چان-ووک با انتقام‌های شاعرانه‌اش، بونگ جون-هو با نقدهای طبقاتی‌اش، لی چانگ-دونگ با درام‌های فلسفی‌اش، نا هونگ-جین با تریلرهای هولناکش، کیم جی-وون با مهارت شگفت‌انگیزش در ژانرهای مختلف و ییم سون-ری با نگاه انسانی و لطیفش، هر کدام بخشی از پیکره سینمای مدرن کره را شکل داده‌اند.
امروز وقتی نام سینمای کره جنوبی به میان می‌آید، دیگر صحبت از یک سینمای نوظهور نیست؛ صحبت از قدرتی فرهنگی است که توانسته نگاه جهان را تغییر دهد و ثابت کند داستان‌های خوب، فارغ از زبان و جغرافیا، همیشه راه خود را به قلب مخاطبان پیدا می‌کنند.

 

بیشتر بخوانید:

بهترین فیلم‌های داریوش مهرجویی