تلخاب؛ حافظه جمعی که بر اکنون سایه میاندازد
به گزارش سینمارسانه، یادداشت کیارش وفایی بر نمایش تل خاب به نویسندگی رها پوررحمتی با کارگردانی عباس اقسامی که این شبها، ساعت ۱۹:۳۰ در سالن اصلی مولوی روی صحنه است.
« نمایش «تل خاب» از همان آغاز تلاش میکند مخاطب را از منطق متعارف روایت دور کند و به جهانی وارد سازد که قواعد آن بیش از آنکه بر وقاعیت استوار باشد از ساز و کار حافظه، رویا و ذهنیت شخصیتها پیروی میکند. در چنین جهانی، مولفه زمان به شکلی خطی پیش نمیرود، روابط انسانی تنها در سطح کنشهای بیرونی تعریف نشده و هر تصویر صحنهای میتواند حامل معنایی باشد. اثر با تکیه بر این رویکرد، فضایی خلق میکند که مخاطب را به مشارکت در فرآیند کشف و تفسیر دعوت میکند.
حال یکی از مهمترین ویژگیهای «تل خاب» در خلق اتمسفر نهفته است. نمایش به جای آنکه همهچیز را در قالب دیالوگ یا روایت مستقیم بیان کند، از عناصر بصری و حسی برای ساختن جهان خود بهره میگیرد. طراحی صحنه، نور و میزانسنها در کنار یکدیگر فضایی میآفرینند که در آن احساس تعلیق و ناامنی همواره حضور دارد. در واقع مخاطب در طول اجرا با جهانی مواجه میشود که مرز میان واقعیت و خیال در آن به سادگی قابل تشخیص نیستو همین وضعیت، کیفیتی رازآلود به اثر میبخشد.
شخصیتها اغلب بیش از آنکه حامل روایت باشند، حامل وضعیتهای روانی هستند. آنها در مواجهه با ترسها، فقدانها و میلهای سرکوب شده خود قرار میگیرند و نمایش از اخلال این مواجههها به عنوانهایی چون قدرت، هویت، تنهایی و زخمهای تاریکی نزدیک میشود. زیرا تاریخ در «تل خاب» بستری است که روابط قدرت و سرنوشت شخصیت در آن معنا پیدا میکند. از سوی دیگر، نمایش در برخورد با گذشته، رویکردی صرفا بازنمایانه ندارد. تاریخ در این اثر نه یک دوره زمانی مشخص، بلکه نوعی حافظه جمعی است که همچنان بر اکنون سایه میاندازد. شخصیتها در دل مناسباتی گرفتارند که ریشههای آن را میتوان در ساختارهای کهن جستجو کرد. با این حال مهمترین پرسشی که نمایش پیشروی مخاطب قرار میدهد، به نسبت فرم و محتوا باز میگردد. »
«تل خاب»