حافظه تصویری ایران را پاک نکنید!
به گزارش سینما رسانه، سعید مسیبی، هنرمند نقاش قهوهخانهای با تأکید بر اینکه هنرِ این مکتب، شناسنامه بصری مردم است، نسبت به بیتوجهیها و وضعیت بغرنجِ این سبک هنری هشدار داد و آن را هنری دانست که اگرچه همچنان نفس میکشد اما به شدت آسیبدیده است.
مسیبی با اشاره به جایگاه نقاشی قهوهخانهای در مقایسه با هنرهای مدرن گفت: «نقاشی قهوهخانهای برخلاف بسیاری از هنرهای آکادمیک که ممکن است صرفاً تزئینی باشند، یک هنر کارکردی است. این نقاشی، شناسنامه تصویری ماست. وقتی از شاهنامه یا واقعه کربلا در این تابلوها صحبت میکنیم، در واقع داریم از ناخودآگاه جمعی یک ملت حرف میزنیم. اگر امروز این هنر در حاشیه قرار گرفته، به خاطر ضعف خودِ هنر نیست، بلکه به دلیل قطع شدن ارتباط نسل جدید با بستر روایتگری است. این هنر زنده است، اما زخمی است؛ نیاز دارد که دوباره به گفتوگو با مردم بازگردد.»
این هنرمند در تبیین تفاوتهای بنیادین این سبک با نقاشیهای کلاسیک و مینیاتور افزود: «نقاشی قهوهخانهای، نقاشی بیان است، نه آناتومی. در مینیاتور، ما با ظرافت و جهان مثالی روبهروییم اما در نقاشی قهوهخانهای، ما با حس سروکار داریم. نقاش قهوهخانهای قبل از آنکه نقاش باشد، قصهگو است. ما در این سبک، پرسپکتیو آکادمیک غربی را فدای اولویت روایت میکنیم. مثلاً میبینید که شخصیت قهرمان داستان در تابلو، از بقیه بزرگتر کشیده شده؛ این نه از سر نابلدی، بلکه به خاطر تأکید بر جایگاه دراماتیک آن شخصیت است. ما با رنگها، روایت را فریاد میزنیم.»
مسیبی با نقدِ وضعیتِ فعلیِ ارائه این هنر و لزوم کوچِ آن به فضاهای جدید، تصریح کرد: «قهوهخانه زمانی فرهنگسرای مردم بود. نقالی در آنجا اتفاق میافتاد و تابلوها در کنار صدای نقال، جان میگرفتند. حالا که آن فضا تغییر کرده، نقاشی قهوهخانهای باید به گالریها و موزهها کوچ کند، اما نه به معنای خشک و بیروح آن. ما باید فرمهای جدیدی برای ارائه پیدا کنیم. این هنر باید از دیوار قهوهخانهها بیرون بیاید و وارد فضای ذهنی مخاطب مدرن شود، بدون اینکه اصالت ضربقلمها و رنگهای گرم خود را از دست بدهد.»
این نقاش قهوهخانهای در پاسخ به پرسشی درباره چالش تربیت نسل جدید و تضاد سرعتِ دنیایِ دیجیتال با این هنرِ پرزحمت بیان کرد: «چالش اصلی، صبر است. نقاشی قهوهخانهای هنری است که نیاز به تلمذ طولانی و شناخت متون کهن دارد. جوان امروز شاید به دلیل سرعت دنیای دیجیتال، برای رسیدن به نتیجه عجله داشته باشد. اما معتقدم اگر این هنر درست معرفی شود، جوانان به آن گرایش پیدا میکنند؛ چون در این سبک، یک نوع صداقت وجود دارد که در کمتر هنر مدرنی دیده میشود. ما باید نقاشی قهوهخانهای را نه به عنوان یک اثر موزهای غبارگرفته بلکه به عنوان یک هنر زنده و پویا به دانشجو معرفی کنیم.»
مسیبی در پایان با انتقاد نسبت به عملکرد متولیان فرهنگی گفت: «خواسته من حمایت واقعی است، نه شعاری. حمایت یعنی فضا دادن به این هنر. یعنی برگزاری نمایشگاههای پژوهشی، یعنی چاپ کاتالوگهایی که این سبک را به جهان معرفی کند. نقاشی قهوهخانهای بخشی از دیپلماسی فرهنگی ماست. اگر این هنر بمیرد، یعنی بخشی از حافظه تصویری ایران برای همیشه پاک شده است. ما فقط به کمی دیدهشدن نیاز داریم تا دوباره شکوفا شویم.»