نقشها را به افراد سفارششده میسپارند/ ما نادیده گرفته شدگانیم
به گزارش سینما رسانه، زهرا سعیدی، بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون درباره دلایل کم کاری خود و فعالیتهایی که این روزها به آن مشغول است، توضیح داد.
زهرا سعیدی در گفتوگو با سینما رسانه با اشاره به تازهترین فعالیتهای خود گفت: «من در چند سال گذشته پیرامون زندگی حکیم ابوالقاسم فردوسی دست به تحقیق جامعی زدم و کتابی را نیز تحت عنوان «سومین پر سیمرغ» براساس زندگی این ادیب فرزانه به نگارش درآوردم. در حال حاضر هم بر مبنای همین مطالعات، یک نمایشنامه درباره زندگی فردوسی نوشتهام که مراحل تدارک اولیه را پشت سر میگذارد. البته خودم کارگردانی این اثر را انجام نمیدهم و یکی از دوستانم کارگردانی آن را بر عهده دارد، ولی در بخشهایی از کار به عنوان راوی حضور خواهم داشت و صحبت خواهم کرد و در حال حاضر فعالیتم به همین پروژه معطوف است. کارگردانی این تئاتر را خانم سمیرا آقایی بر عهده دارند.»
او در پاسخ به چرایی کمکاری و غیبت خود در عرصه تصویر و مجموعههای تلویزیونی تصریح کرد: «درحال حاضر در حوزه تصویر کار خاصی ندارم؛ گویی ما جزو نادیده گرفتگانیم.»
این هنرمند افزود:«در دهههای گذشته آثار پرمخاطب و ماندگاری با حضور بازیگران شاخص تولید میشد، اما امروز کلاً سیاستهای صدا و سیما عوض شده و دیگر برای مدیران مهم نیست که کارهای خوب با بازیگران حرفهای، کاربلد و باسابقه که میتوانند تأثیرگذار و صاحبنام باشند ساخته شود. برای دورهای کار به سمتی رفت که از یکسو افرادی خاص را به تهیهکنندهها معرفی کردند و گفتند به اینها نقش بدهید و از آنها استفاده کردند و از سوی دیگر کارها را به دست تهیهکنندگانی سپردند که اساساً از یک ژانر به ژانر دیگر درحال تغییر هستند. این افراد اصلاً به دنبال انجام کار هنری نیستند، بلکه فقط میخواهند کاری انجام دهند که برایشان صرفه مالی و درآمد داشته باشد؛ یعنی مقوله سرمایه و بازگشت سرمایه بر هنر غالب شده است.»
او پیرامون افت شدید کیفی تولیدات و پیامدهای حاکمیت نگاه تجاری گفت: «در حال حاضر تهیهکننده دیگر دنبال بازیگر حرفهای و باکیفیت نمیگردد، بلکه به دنبال کسی است که یا به او پول بدهد یا به هر شکل ممکن دستمزد خیلی کمتری بگیرد تا سود مالی خودش بیشتر شود. نتیجه قطعی این روند نیز این شده است که امروز نه مردم از خروجی آثار راضی هستند و نه هنرمندان رضایت دارند. کیفیت تولیدات بهشدت سقوط کرده و متأسفانه کسی هم به این افت کیفی اهمیت نمیدهد. تا به حال هیچگونه آسیبشناسی صورت نگرفته که اساساً چه اتفاقی افتاد و این بازیگران باسابقه الان کجا هستند؟ هیچکس نمیپرسد یک بازیگر حرفهای که پنج یا شش سال است کار نکرده، گذران زندگی و معیشتش چگونه میگذرد؟ آیا درآمدی دارد یا ندارد؟ و مهمتر از همه، وضعیت روحی و روانی فردی که عمری پرکار بوده و مداوم کار میکرده و اکنون خانهنشین شده چگونه است؟ واقعیت این است که هیچ نهاد و مسئولی وجود ندارد که بخواهد به این بحرانها فکر کند، پیگیر احوال این هنرمندان باشد و به آنان بها بدهد.»
زهرا سعیدی در بخش دیگری از صحبتهایش، درباره سختگیریهای شخصی خود در پذیرش پیشنهادها و تکراری بودن کاراکترها بیان کرد: «من با خودم قرار گذاشتهام که نقشهای تکراری را بازی نکنم و این هم برای من یک مسئله جدی است؛ یعنی حتی اگر نقشی به من پیشنهاد شود، چنانچه تکراری باشد آن را قبول نمیکنم. من انتظار دارم نقشهای متفاوتی پیشنهاد شود، چراکه من یک بازیگرم و برای ایفا کردن یک کاراکتر کلیشهای و تکراری به دنیای بازیگری نیامدهام. من یک بازیگرم و توانایی ایفای نقشهای بسیار متنوعی را دارم اما متأسفانه شخصیتهایی که به ما پیشنهاد میدهند اغلب تکراری و یکنواخت است.»
او در تحلیل این پرسش که آیا عدم پیشنهاد نقشهای متنوع ناشی از نبود ریسکپذیری در کارگردانان است، بیان کرد: «این موضوع بیش از آنکه عدم ریسکپذیری باشد، نشاندهنده راحتطلبی کارگردانها است. آنها میگویند بازیگری در یک تیپ یا قالب خاص امتحانش را پس داده و مثلاً نقش زنی مهربان، باتدبیر و منطقی را خوب اجرا میکند، پس همیشه میگویند این نقش مال زهرا سعیدی است. اگرچه خود من هم این ویژگیها و شخصیتهای مثبت و آرام را دوست دارم و از آنها بدم نمیآید، اما نکته اینجاست که من در درجه اول یک بازیگرم و به ندرت پیش آمده که نقشهای متفاوتی به من محول شود؛ اگرچه انگشتشمار چنین تجربههایی داشتهام. به عنوان نمونه، در یک سریال نقش یک مادرشوهر بسیار سختگیر و تلخ را بازی کردم و در فیلم دیگری نیز ایفاگر نقش یک زن انگلیسی بودم که آثار باستانی و عتیقههای ایران را میدزدد و به خارج از کشور قاچاق میکند، اما این موارد در کارنامه کاریام بسیار محدود بوده است.»
این بازیگر شناخته شده درباره واکنش و بازخورد مردم نسبت به ایفای چنین کاراکترهای متفاوتی افزود: «مردم و مخاطبانی که من را در کوچه و خیابان میدیدند و همیشه چهره و تصویری مهربان، آرام و حفظکننده صلح از من در ذهن داشتند، در مواجهه با آن نقشهای منفی و متفاوت غالباً میگفتند این قبیل نقشها اصلاً به شما نمیآید!»
این هنرمند پیشکسوت در پاسخ به درخواستی برای ارائه یک رهنمود و توصیه عملی به نسل جوان و نوپا در عرصه بازیگری تأکید کرد: «تنها توصیهای که میتوانم به عنوان یک تجربه به جوانان ارائه دهم این است که هیچگاه یادگیری را متوقف نکنند و در هر شرایطی مدام در حال آموختن، مطالعه و کسب تجربه باشند.»
سعیدی در پایان با تامل بر کارنامه هنری و حسرتهای گذشته خود بیان کرد: «قطعا در مسیر زندگی مسائلی پیش میآید. من نمیتوانم بگویم کارم اشتباه بود، اما در برههای از زندگی ناچار شدم انتخابی انجام دهم؛ جایی که مجبور شدم از صحنه تئاتر فاصله بگیرم، به سراغ شغل معلمی بروم و به همین دلیل ده سال تمام از تئاتر و صحنه دور بمانم. در حالی که اگر در آن مقطع زمانی، به جای تحصیل در رشته زبان و ادبیات انگلیسی، مستقیماً وارد دانشکده هنرهای زیبا شده بودم و رشته بازیگری را میخواندم، مطمئن هستم که امروز در جایگاه دیگری قرار داشتم و بسیار موفقتر بودم. با اینکه خواندن زبان انگلیسی در هنر بسیار کاربردی و ارزشمند است و معلم شدم، اما واقعیت این است که از این شاخه به آن شاخه پریدن کار را با اخلال مواجه میکند و در نهایت باعث تضعیف و کُندی حرکتی میشود که انسان در مسیر اصلی خود در پیش گرفته است.»