https://cinemaresane.ir/fa/news/40578

شناسه خبر: 40578
۱۴۰۵-۷-۵ ۱۳:۵۴

گرانی بلیت تئاتر؛ مسئله‌ای فراتر از قیمت

منوچهر اکبرلو با اشاره به افزایش هزینه‌های تولید تئاتر، تأکید دارد که گرانی بلیت را نمی‌توان تنها با کاهش قیمت حل کرد و برای حفظ مخاطب و ادامه فعالیت گروه‌ها، باید راهکارهای حمایتی و چندلایه‌ای برای تأمین هزینه تئاتر در نظر گرفت.

منوچهر اکبرلو: بحث قیمت بلیت تئاتر معمولاً با یک جمله آغاز می‌شود: «تئاتر گران شده است.» اما پشت این جمله، مسئله‌ای پیچیده‌تر قرار دارد. هزینه تولید بالا رفته، دستمزدها افزایش پیدا کرده، اجاره سالن و هزینه تبلیغات بیشتر شده و گروه‌های تئاتری برای ادامه فعالیت به درآمد بیشتری نیاز دارند.بنابراین نمی‌توان صرفاً با دستور، قیمت بلیت را پایین آورد و انتظار داشت مشکل حل شود. اگر قیمت بلیت به اندازه‌ای نباشد که بخشی از هزینه تولید را جبران کند، فشار آن در نهایت به گروه تئاتری و کیفیت تولید منتقل خواهد شد.

از طرف دیگر، نمی‌توان همه این هزینه‌ها را نیز به تماشاگر منتقل کرد. مخاطبی که قدرت خرید محدودی دارد، در نهایت تئاتر را از سبد فرهنگی خود حذف می‌کند.پس راه‌حل چیست؟به نظر می‌رسد باید به جای بحث دائمی درباره «گران یا ارزان بودن بلیت»، به دنبال یک نظام چندلایه برای تأمین هزینه تئاتر و دسترسی مخاطب باشیم.

اولین پیشنهاد، ایجاد نظام قیمت‌گذاری چندسطحی است،چناچه هم اکنون در برخی تماشاخانه ها انجام میشود.. لازم نیست همه صندلی‌های یک سالن با یک قیمت فروخته شوند. می‌توان بخشی از ظرفیت هر اجرا را به بلیت‌های عادی، بخشی را به بلیت‌های دانشجویی و تخفیفی و بخشی را به بلیت‌های حمایتی اختصاص داد. در این صورت، هم امکان درآمدزایی گروه وجود دارد و هم بخشی از مخاطبان با قیمت پایین‌تر می‌توانند نمایش را ببینند.

پیشنهاد دوم، اختصاص سهمیه مشخص بلیت فرهنگی برای دانش‌آموزان و دانشجویان است. این سهمیه بهتر است بخشی ثابت از ظرفیت سالن باشد، نه تخفیفی که فقط در مناسبت‌های خاص ارائه شود. اگر قرار است مخاطب آینده تئاتر ساخته شود، باید امکان حضور مستمر نسل جوان در سالن‌ها فراهم شود.

سومین پیشنهاد، حمایت مستقیم از مخاطب به جای حمایت صرف از تولید است. اگر دولت یا نهادهای فرهنگی بودجه‌ای برای حمایت از تئاتر اختصاص می‌دهند، بخشی از این بودجه می‌تواند صرف خرید بلیت و توزیع آن میان گروه‌های هدف شود. به این ترتیب، دولت هم به تولید کمک کرده و هم مستقیماً دسترسی مردم به تئاتر را افزایش داده است.

چهارم، می‌توان برای تئاتر کودک و نوجوان یک سیاست حمایتی جداگانه تعریف کرد. برای مثال، شهرداری‌ها، آموزش و پرورش یا نهادهای فرهنگی می‌توانند با خرید تعداد مشخصی بلیت، امکان حضور گروهی دانش‌آموزان در سالن‌ها را فراهم کنند. این کار هم به فروش نمایش کمک می‌کند و هم کودکان را با تئاتر آشنا می‌سازد.

پنجم، سالن‌های دولتی می‌توانند در کنار اجرای عمومی، روزها یا سانس‌های ویژه‌ای با قیمت پایین‌تر در نظر بگیرند. اگر یک سالن از امکانات و حمایت عمومی استفاده می‌کند، منطقی است که بخشی از ظرفیت آن نیز با هدف دسترسی عمومی‌تر به تئاتر اختصاص پیدا کند.

ششم، لازم است میان قیمت بلیت و کیفیت خدمات سالن رابطه روشن‌تری ایجاد شود. مخاطب باید بداند در برابر مبلغی که پرداخت می‌کند چه تجربه‌ای دریافت خواهد کرد. امکانات سالن، کیفیت صدا و نور، نظم اجرا، خدمات مخاطب و حتی شیوه فروش بلیت بخشی از این تجربه هستند. افزایش قیمت بدون توجه به این عوامل، اعتماد مخاطب را کاهش می‌دهد.

هفتم، شفافیت اقتصادی می‌تواند به اعتماد مخاطب کمک کند. لازم نیست گروه‌ها تمام جزئیات مالی خود را منتشر کنند، اما مشخص بودن حدود هزینه تولید، تعداد اجراها و ساختار کلی قیمت‌گذاری می‌تواند نگاه مخاطب را نسبت به قیمت بلیت واقع‌بینانه‌تر کند. وقتی تماشاگر بداند افزایش قیمت ناشی از افزایش واقعی هزینه تولید است، احتمال پذیرش آن بیشتر خواهد بود.

هشتم، باید امکان خرید اشتراکی و بسته‌های بلیت فراهم شود. کسی که قصد دارد چند نمایش را در طول یک فصل ببیند، می‌تواند با خرید یک بسته چندنمایشی، بلیت ارزان‌تری دریافت کند. این روش علاوه بر کاهش هزینه برای مخاطب، به گروه‌ها کمک می‌کند مخاطب دائمی ایجاد کنند.

نهم، سالن‌ها می‌توانند بخشی از ظرفیت خود را به حمایت از تماشاگر اختصاص دهند؛ یعنی بلیت‌هایی با قیمت بسیار پایین که با حمایت اسپانسرها یا نهادهای فرهنگی تأمین می‌شوند. در این مدل، شرکت یا مؤسسه حامی به جای تبلیغات صرف، هزینه حضور تعدادی مخاطب در سالن را پرداخت می‌کند.

دهم، همه نمایش‌ها الزاماً مخاطب و مدل اقتصادی یکسانی ندارند. یک نمایش پرفروش می‌تواند قیمت بالاتری داشته باشد، اما نمایش‌های تجربی، آموزشی، کودک و نوجوان یا آثاری که مخاطب محدودتری دارند، ممکن است به حمایت بیشتری نیاز داشته باشند. سیاست یکسان برای همه نمایش‌ها لزوماً سیاست عادلانه‌ای نیست.

در نهایت، پیشنهاد اصلی این است که مسئله قیمت بلیت از یک تصمیم صرفاً اقتصادی به یک موضوع سیاست‌گذاری فرهنگی تبدیل شود.گروه تئاتری نباید مجبور باشد برای زنده ماندن، تمام هزینه‌های خود را از جیب تماشاگر تأمین کند. تماشاگر هم نباید برای تماشای یک اثر فرهنگی، آن‌قدر هزینه کند که تئاتر از زندگی روزمره‌اش حذف شود.

راه‌حل می‌تواند ترکیبی از درآمد حاصل از فروش بلیت، حمایت دولتی، حمایت بخش خصوصی، یارانه هدفمند، تخفیف‌های مشخص و سیاست‌های توسعه مخاطب باشد.در چنین مدلی، دولت فقط تولیدکننده را حمایت نمی‌کند؛ مخاطب را هم حمایت می‌کند. سالن فقط به فکر پر کردن صندلی نیست؛ برای ساختن مخاطب آینده برنامه دارد. گروه تئاتری فقط به فروش بلیت فکر نمی‌کند؛ به حفظ رابطه خود با مخاطب نیز توجه دارد.چون هدف نهایی نباید فقط این باشد که سالن امشب پر شود.هدف باید این باشد که تماشاگر امروز، بتواند فردا هم دوباره به سالن برگردد.