نقشهایی که انگار فقط برای یک بازیگر ساخته شدهاند
وقتی بازیگر، بخشی از هویت نقش میشود
به گزارش سینما رسانه، در سینما همیشه قرار نیست یک بازیگر فقط نقش یک شخصیت را بازی کند. گاهی اتفاق دیگری میافتد؛ بازیگر آنقدر به شخصیت نزدیک میشود که بخشی از تصویری که مخاطب از آن نقش دارد، به خود بازیگر وابسته میشود.
شاید روی کاغذ، والتر وایت فقط یک معلم شیمی باشد، تونی سوپرانو یک رئیس مافیا و حاج کاظم یک رزمنده سابق. اما وقتی این شخصیتها با اجرای برایان کرانستون، جیمز گاندولفینی و پرویز پرستویی دیده میشوند، دیگر جدا کردن بازیگر از نقش چندان ساده نیست.
این همان اتفاقی است که باعث میشود بعضی انتخابهای بازیگری، سالها بعد هم در ذهن تماشاگر باقی بمانند؛ تا جایی که تصور کنیم این شخصیتها اصلاً برای بازیگر دیگری ساخته نشده بودند.
والتر وایت؛ برایان کرانستون
شاید یکی از واضحترین نمونههای سالهای اخیر، والتر وایت باشد.
برایان کرانستون در Breaking Bad نقش معلم شیمیای را بازی کرد که در طول داستان مسیر زندگیاش بهطور اساسی تغییر میکند. چیزی که این نقش را ماندگار کرد، فقط تغییر ظاهر والتر یا تبدیل شدن او به «هایزنبرگ» نبود؛ بخش مهم ماجرا در تغییرات تدریجی شخصیت اتفاق میافتاد.
کرانستون باید شخصیتی را بازی میکرد که در ابتدا آرام و کمحرف به نظر میرسید و بعد، لایههای دیگری از شخصیتش کمکم آشکار میشد. همین تغییر مرحلهبهمرحله باعث شد والتر وایت به یکی از شناختهشدهترین نقشهای تلویزیونی تبدیل شود. حتی امروز، برای بسیاری از مخاطبان، تصویر والتر وایت بدون چهره برایان کرانستون کامل نمیشود.
تونی سوپرانو؛ جیمز گاندولفینی
تونی سوپرانو هم از همان شخصیتهایی است که بازیگرش عملاً از هویت نقش جداشدنی نیست.
جیمز گاندولفینی در The Sopranos نقش رئیس یک خانواده مافیایی در نیوجرسی را بازی کرد؛ اما تونی سوپرانو فقط یک شخصیت جنایی نبود. بخش مهمی از سریال به زندگی خانوادگی، روابط شخصی و کشمکشهای درونی او میپرداخت.
گاندولفینی توانست این تضادها را همزمان در بازی خود نگه دارد. نتیجه شخصیتی شد که میتوانست در یک صحنه خشن و تهدیدکننده باشد و در صحنهای دیگر، چهرهای کاملاً متفاوت از خودش نشان دهد.
گاندولفینی در تمام ۸۶ قسمت سریال در نقش تونی سوپرانو حضور داشت و نام او با این شخصیت گره خورد.
تونی استارک؛ رابرت داونی جونیور
در دنیای ابرقهرمانی هم نمونه کم نداریم. شاید تونی استارک یکی از شناختهشدهترین آنها باشد.
رابرت داونی جونیور در Iron Man شخصیتی را بازی کرد که بخش مهمی از جذابیتش به شوخطبعی، اعتمادبهنفس و رفتار خاص خودش وابسته بود. در ادامه، این شخصیت به یکی از چهرههای اصلی دنیای سینمایی مارول تبدیل شد.
برای همین، وقتی صحبت از تونی استارک میشود، خیلی زود تصویر داونی جونیور با آن کتوشلوار و شوخیهای همیشگیاش در ذهن مخاطب شکل میگیرد.
این یکی از همان مواردی است که بازیگر فقط شخصیت را اجرا نکرد؛ اجرای او در شکلگیری تصویری که مخاطب از آن شخصیت دارد، نقش مهمی پیدا کرد.
هانیبال لکتر؛ آنتونی هاپکینز
گاهی حتی مدت حضور یک بازیگر هم تعیینکننده نیست.
آنتونی هاپکینز در The Silence of the Lambs زمان زیادی روی پرده ندارد، اما حضورش به اندازهای تأثیرگذار است که هانیبال لکتر به یکی از ماندگارترین شخصیتهای سینمایی تبدیل میشود.
لحن، نگاه، مکثها و خونسردی هانیبال در اجرای هاپکینز بخش مهمی از شخصیت را شکل میدهد. همین جزئیات باعث شده نسخه سینمایی این شخصیت برای بسیاری از مخاطبان با چهره هاپکینز شناخته شود.
حاج کاظم؛ پرویز پرستویی
اما این اتفاق فقط متعلق به سینمای آمریکا و اروپا نیست. در سینمای ایران هم نقشهایی داریم که بهسختی میتوان آنها را از بازیگرشان جدا کرد.
«حاج کاظم» در آژانس شیشهای یکی از همین نمونههاست.
پرویز پرستویی در فیلم ابراهیم حاتمیکیا شخصیتی را بازی کرد که خشم، نگرانی، تعصب، دلسوزی و احساس مسئولیت در کنار هم قرار گرفتهاند. حاج کاظم یک شخصیت تکبعدی نیست و بخش زیادی از تأثیرگذاری او به بازی پرستویی و نوع بیان و واکنشهایش برمیگردد.
به همین دلیل است که سالها بعد از ساخت فیلم، هنوز وقتی نام حاج کاظم مطرح میشود، تصویر پرستویی در ذهن بسیاری از مخاطبان ایرانی شکل میگیرد.
حمید هامون؛ خسرو شکیبایی
بعضی نقشها هم انگار به بازیگر اجازه میدهند بخشی از خودش را وارد شخصیت کند.
«حمید هامون» برای خسرو شکیبایی یکی از همین نقشها بود.
در هامون، داریوش مهرجویی شخصیتی را مقابل مخاطب قرار میدهد که درگیر زندگی، رابطه، تردید و آشفتگیهای ذهنی خودش است. شکیبایی این شخصیت را با لحن و بازی خاص خود به یکی از چهرههای ماندگار سینمای ایران تبدیل کرد.
هامون فقط به خاطر داستان فیلم در ذهن نماند؛ شیوه حرف زدن، نگاه کردن و واکنشهای شکیبایی هم بخشی از تصویری شد که از این شخصیت در ذهن مخاطب باقی ماند.
مختار؛ فریبرز عربنیا
تلویزیون ایران هم نمونههای خودش را دارد. «مختار» در سریال مختارنامه یکی از نقشهایی است که برای بسیاری از مخاطبان با بازی فریبرز عربنیا شناخته میشود.
عربنیا در این مجموعه طولانی، شخصیتی تاریخی را بازی کرد که بخش عمدهای از داستان حول تصمیمها، شکستها و مبارزات او میگذشت.
حضور طولانی در سریال و تکرار این شخصیت در ذهن مخاطبان، باعث شد چهره عربنیا به تصویری آشنا از مختار تبدیل شود؛ تا جایی که امروز تصور این نقش با بازیگری دیگر برای بسیاری از مخاطبان ایرانی ساده نیست.
جک اسپارو؛ جانی دپ
جک اسپارو شاید نمونه متفاوتتری باشد. اینجا بخش زیادی از چیزی که شخصیت را خاص میکند، از خود اجرای بازیگر میآید.
جانی دپ در Pirates of the Caribbean جک اسپارو را با نوع راه رفتن، حرکات صورت، لحن صحبت کردن و رفتارهای غیرقابل پیشبینی خودش ساخت.
به همین دلیل، جک اسپارو فقط یک شخصیت نوشتهشده در فیلمنامه نیست؛ اجرای جانی دپ بخش بزرگی از چیزی است که مخاطب از او به یاد دارد.
سوپرمن؛ کریستوفر ریو
کریستوفر ریو هم برای چند نسل از مخاطبان، چهره سوپرمن بود.
البته سوپرمن پیش و پس از ریو بارها توسط بازیگران مختلف بازی شده است، اما اجرای ریو در فیلمهای این مجموعه چنان در حافظه سینمایی مخاطبان ماند که نام او همچنان با تصویر کلاسیک سوپرمن پیوند دارد.
این همان اتفاقی است که در مورد برخی شخصیتهای مشهور میافتد؛ بازیگر بعد از مدتی فقط «بازیگر نقش» نیست، بلکه به یکی از تصاویری تبدیل میشود که مخاطب از خود شخصیت به یاد میآورد.
تیریون لنیستر؛ پیتر دینکلیج
در Game of Thrones هم شخصیتهای زیادی وجود داشتند، اما تیریون لنیستر یکی از نقشهایی بود که اجرای پیتر دینکلیج تأثیر زیادی در ماندگاری آن داشت.
تیریون در طول سریال بارها بین موقعیتهای مختلف قرار میگیرد؛ از یک عضو طردشده خانواده لنیستر تا یکی از مهرههای مهم اتفاقات سیاسی داستان.
دینکلیج این تغییرات را با بازیای همراه کرد که باعث شد تیریون برای بسیاری از مخاطبان، یکی از بهیادماندنیترین شخصیتهای سریال باشد.
اکبر عبدی؛ مجیدِ «اجارهنشینها»
اگر قرار باشد از نقشهایی در سینمای ایران حرف بزنیم که هنوز هم با شنیدن نام شخصیت، چهره بازیگرش در ذهن تداعی میشود، «مجید» در اجارهنشینها یکی از نمونههای قابل توجه است.
اکبر عبدی در فیلم داریوش مهرجویی، نقش مجید را با همان انرژی و بیان خاص خودش به شخصیتی تبدیل کرد که بخش مهمی از جذابیتش از اجرای بازیگر میآمد. مجید شخصیتی پرحرف، سادهدل، پرتحرک و گاهی دردسرساز است و عبدی توانست این ویژگیها را بدون اینکه شخصیت به یک تیپ ساده تبدیل شود، روی پرده زنده کند.
«اجارهنشینها» از آن فیلمهایی است که نقشهایش سالها در حافظه مخاطبان ماندهاند، اما مجید بیش از بسیاری از شخصیتهای فیلم با بازی اکبر عبدی گره خورده است. به همین دلیل، تصور این نقش با بازیگری دیگر چندان ساده نیست؛ انگار بخشی از چیزی که «مجید» را به مجید تبدیل میکند، همان شیوه بازی اکبر عبدی است.
زلیخا و یوسف؛ کتایون ریاحی و مصطفی زمانی
سریال یوسف پیامبر هم از نمونههایی است که دو شخصیت اصلی آن برای مخاطبان ایرانی با بازیگرانشان شناخته میشوند. کتایون ریاحی در نقش زلیخا و مصطفی زمانی در نقش یوسف، تصویرهایی از این دو شخصیت ساختند که برای بخش بزرگی از مخاطبان با همان چهرهها در ذهن مانده است. بهخصوص مصطفی زمانی که نخستین تجربه بازیگریاش را با نقش یوسف آغاز کرد، خیلی زود با این شخصیت شناخته شد و چهرهاش به تصویری ماندگار از یوسف در تلویزیون ایران تبدیل شد. در سوی دیگر، بازی کتایون ریاحی در نقش زلیخا نیز یکی از مهمترین بخشهای حضور این شخصیت در سریال بود؛ تا جایی که نام زلیخا و یوسف برای بسیاری از مخاطبان، همچنان با ریاحی و زمانی تداعی میشود.
چرا بعضی نقشها دیگر قابل جدا شدن از بازیگرشان نیستند؟ شاید دلیلش فقط بازی خوب نباشد.
گاهی فیزیک بازیگر با شخصیت هماهنگ است، گاهی صدا و لحن او نقش را کامل میکند و گاهی هم بازیگر ویژگیهایی به شخصیت اضافه میکند که اصلاً نمیتوان آنها را روی کاغذ توضیح داد.
در مورد والتر وایت، این تغییر تدریجی شخصیت اهمیت دارد. درباره تونی سوپرانو، تضاد میان زندگی خانوادگی و دنیای جنایت بخش مهمی از شخصیت است. در مورد جک اسپارو، بسیاری از ویژگیهای رفتاری که مخاطب به یاد میآورد مستقیماً از اجرای جانی دپ میآید.
در سینمای ایران هم حاج کاظم، هامون و مختار نمونههایی هستند که نشان میدهند یک بازیگر میتواند تصویر یک شخصیت را برای سالها در ذهن مخاطب تثبیت کند.
در چنین شرایطی، دیگر نمیتوان بهسادگی گفت بازیگر فقط «نقش را بازی کرده است». گاهی بازیگر آنقدر در شخصیت حل میشود که بعد از پایان فیلم یا سریال، بخشی از آن شخصیت همراه با خود بازیگر در ذهن تماشاگر باقی میماند.
و شاید جذابترین بخش ماجرا همین باشد؛ اینکه گاهی سینما شخصیتی خلق میکند، اما این بازیگر است که چهره نهایی آن شخصیت را برای همیشه در ذهن ما ثبت میکند.