https://cinemaresane.ir/fa/news/40640

شناسه خبر: 40640
۱۴۰۵-۷-۱۱ ۱۳:۲۹
از مده‌آ تا نورا و هِدا گابلر؛

زنانی که همچنان روی صحنه زنده‌اند

«مده‌آ»،«نورا» و«هِدا گابلر» سه شخصیت‌ نمایشنامه‌های مطرح جهان که پرسش‌هایی را زنده نگه می‌دارند که هر نسل می‌تواند از نو با آن‌ها مواجه شود و شاید به همین دلیل همچنان روی صحنه تئاتر زنده‌اند.

به گزارش سینمارسانه، بعضی شخصیت‌های نمایشی با گذشت زمان از یاد نمی‌روند؛ نه فقط به‌خاطر داستانی که در آن حضور دارند، بلکه به‌دلیل پرسش‌هایی که درباره انسان، جامعه و مناسبات قدرت مطرح می‌کنند. مده‌آ، نورا و هدا گابلر از همین شخصیت‌ها هستند؛ زنانی که در سه متن متعلق به دوره‌های متفاوت، در برابر موقعیتی قرار می‌گیرند که امکان انتخاب و استقلال را برایشان محدود می‌کند. آن‌ها واکنش‌های یکسانی ندارند، اما هر سه مخاطب را با پرسشی مشترک روبه‌رو می‌کنند: وقتی فرد نمی‌تواند مطابق خواست و هویت خود زندگی کند، چه راه‌هایی پیش روی او باقی می‌ماند؟

«مده‌آ» اثر اوریپید، «خانه عروسک» و «هدا گابلر» نوشته هنریک ایبسن، هر یک از منظری متفاوت به وضعیت زنان در جامعه می‌پردازند. این آثار نه‌تنها بخشی از تاریخ نمایشنامه‌نویسی جهان‌اند، بلکه همچنان ظرفیت بازخوانی دارند؛ چراکه مسئله هویت، استقلال، قدرت و حق انتخاب، با تغییر زمان و شکل زندگی اجتماعی، از میان نرفته است.

مده‌آ؛ زنی در مرز عشق، خشم و انتقام

«مده‌آ» اوریپید، یکی از شناخته‌شده‌ترین تراژدی‌های یونان باستان است؛ نمایشی درباره زنی که پس از فداکاری‌های بسیار برای زندگی مشترکش با یاسون، با خیانت او روبه‌رو می‌شود. یاسون تصمیم می‌گیرد با دختر پادشاه ازدواج کند و مده‌آ را در موقعیتی قرار می‌دهد که نه‌تنها زندگی مشترکش، بلکه جایگاه و آینده‌اش نیز در معرض فروپاشی است.

مده‌آ در واکنش به این وضعیت، دست به انتقامی هولناک می‌زند؛ تصمیمی که او را به یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌برانگیزترین شخصیت‌های زن در ادبیات نمایشی تبدیل کرده است. او نه قهرمانی بی‌نقص است و نه شخصیتی که بتوان رفتارهایش را به‌سادگی توجیه کرد. همین پیچیدگی، امکان خوانش‌های گوناگون از نمایشنامه را فراهم می‌کند: از بررسی خشم و رنج زنی طردشده تا واکاوی خشونت، قدرت و پیامدهای انتقام.

اهمیت مده‌آ در این است که نمایشنامه، مخاطب را تنها با یک ماجرای خانوادگی روبه‌رو نمی‌کند؛ بلکه پرسش‌هایی درباره جایگاه زن، بی‌عدالتی و حدود واکنش فرد در برابر آن مطرح می‌سازد. مده‌آ در جهانی زندگی می‌کند که قدرت و تصمیم‌گیری عمدتاً در اختیار مردان است، اما واکنش او نیز به‌سادگی در چارچوب قربانی‌بودن یا قهرمان‌بودن نمی‌گنجد. او شخصیتی است که هم می‌توان رنجش را دید و هم از پیامدهای انتخاب‌هایش پرسید.

نورا؛ لحظه‌ای که زندگی از نو تعریف می‌شود

در «خانه عروسک»، هنریک ایبسن به‌سراغ زندگی زناشویی نورا و توروالد می‌رود؛ زوجی که در ظاهر زندگی آرام و باثباتی دارند، اما با آشکارشدن رازی از گذشته، مناسبات میان آن‌ها دستخوش تغییر می‌شود. نورا برای نجات جان همسرش دست به کاری زده و در ادامه، با پنهان‌کاری و پیامدهای آن زندگی کرده است. زمانی که حقیقت آشکار می‌شود، واکنش توروالد بیش از آنکه متوجه فداکاری نورا باشد، بر حفظ آبرو و موقعیت اجتماعی خود متمرکز است.

این مواجهه، نورا را به بازنگری در زندگی‌اش وامی‌دارد. او درمی‌یابد تصویری که از همسر، مادر و زن خانواده داشته، لزوماً با شناخت واقعی‌اش از خود و نیازهایش یکی نیست. تصمیم پایانی او برای ترک خانه، در زمان نگارش نمایشنامه اقدامی تکان‌دهنده بود؛ تصمیمی که مسئله استقلال فردی و حق شناختن خود را به مرکز اثر آورد.

نورا در پایان، به شخصیتی تبدیل می‌شود که می‌خواهد پیش از هر نقش اجتماعی، خودش را بشناسد. اهمیت نمایشنامه نیز تنها در تصمیم او برای ترک خانه خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در پرسشی است که درباره رابطه میان فردیت و نقش‌های تحمیل‌شده از سوی خانواده و جامعه مطرح می‌کند. به همین دلیل، «خانه عروسک» همچنان می‌تواند در موقعیت‌های اجتماعی متفاوت، معنایی تازه پیدا کند.

هدا گابلر؛ زنی گرفتار در زندگی‌ای که انتخاب نکرده است

«هدا گابلر» نیز از مهم‌ترین نمایشنامه‌های ایبسن است؛ اثری درباره زنی که پس از ازدواج با یورگن تسمن، خود را در زندگی‌ای می‌بیند که با خواسته‌ها و تصوراتش فاصله دارد. هدا از موقعیت اجتماعی و امکاناتی برخوردار است، اما این وضعیت ظاهری، به معنای رضایت یا آزادی او نیست. او در رابطه با اطرافیانش می‌کوشد بر شرایط اثر بگذارد، اما رفتارهایش گاه به کنترل‌گری و آسیب‌زدن به دیگران می‌انجامد.

هدا، برخلاف نورا، مسیر روشنی برای رهایی پیش روی خود نمی‌بیند. او نه می‌تواند به‌سادگی از چارچوب زندگی موجود خارج شود و نه قادر است خواسته‌هایش را به شکلی سازنده دنبال کند. همین تناقض، شخصیت او را پیچیده و چندلایه می‌کند. هدا نه صرفاً قربانی شرایط است و نه می‌توان مسئولیت رفتارهایش را نادیده گرفت.

در این نمایشنامه، ایبسن به سراغ زنی می‌رود که میان میل به اثرگذاری، محدودیت‌های اجتماعی و ناتوانی در ساختن زندگی مطلوب خود گرفتار شده است. هدا همچنان برای تماشاگر معاصر پرسش‌برانگیز است؛ زیرا نشان می‌دهد برخورداری از موقعیت اجتماعی یا امکانات مادی، لزوماً به معنای داشتن اختیار و احساس آزادی نیست.

از صحنه‌های ایران تا بازخوانی دوباره؛ این سه زن در تئاتر ایران

این سه نمایشنامه در سال‌های مختلف مورد توجه گروه‌ها و کارگردانان تئاتر ایران قرار گرفته‌اند و هر بار، با خوانشی تازه به صحنه آمده‌اند. «مده‌آ» از جمله آثاری است که هنرمندانی چون شهاب آگاهی و میلاد نیک‌آبادی به سراغ آن رفته‌اند؛ نیک‌آبادی در اجرای «مده‌آ، فصل دوم» نیز روایتی متفاوت از این متن ارائه کرده است. در سال‌های بعد، بازخوانی‌های دیگری از این اثر، از جمله اجرای باران شادپوری و اقتباس حمیدرضا نعیمی، در تئاتر ایران مطرح شده‌اند.

«خانه عروسک» نیز سابقه‌ای طولانی در صحنه ایران دارد؛ از اجرای گروه آناهیتا به کارگردانی مهین اسکویی تا اجراهای کارگردانان نسل‌های بعد، از جمله سعید حشمتی، یوسف محمدی و رویا صفری. تداوم توجه به این اثر را می‌توان در ظرفیت آن برای بازخوانی مسئله استقلال و انتخاب زنان در دوره‌های مختلف جست‌وجو کرد.

«هدا گابلر» هم تجربه اجرای صحنه‌ای در ایران داشته است. وحید رهبانی این نمایشنامه را در سال ۱۳۸۹ در سالن چهارسوی تئاترشهر روی صحنه برد؛ اجرایی که پس از چند شب متوقف شد و در آن زمان واکنش‌هایی را در فضای فرهنگی و تئاتری به دنبال داشت.

مرور این تجربه‌ها نشان می‌دهد مده‌آ، نورا و هدا فقط شخصیت‌هایی متعلق به تاریخ ادبیات نمایشی نیستند؛ آن‌ها در دوره‌های مختلف به صحنه بازگشته‌اند تا نسبت فرد با خانواده، جامعه، قدرت و امکان انتخاب را از زاویه‌ای تازه پیش روی تماشاگر بگذارند. البته سابقه اجرا به‌تنهایی به معنای استقبال گسترده مخاطبان نیست، بلکه نشان‌دهنده تداوم توجه هنرمندان تئاتر به این متن‌ها و ظرفیت بازخوانی آن‌هاست.

سه شخصیت، سه مواجهه با مسئله انتخاب

مده‌آ، نورا و هدا در موقعیت‌هایی متفاوت قرار دارند و واکنش‌هایشان نیز یکسان نیست. مده‌آ خشم خود را به انتقامی ویرانگر تبدیل می‌کند؛ نورا تصمیم می‌گیرد از زندگی‌ای که هویت او را نادیده گرفته فاصله بگیرد؛ و هدا در تلاش برای اثرگذاری بر زندگی خود و دیگران، به بن‌بستی تراژیک می‌رسد.

آنچه این سه شخصیت را به هم پیوند می‌دهد، نه شباهت رفتارهایشان، بلکه مسئله‌ای است که هر یک به شکلی متفاوت پیش می‌کشند: نسبت میان خواسته فردی و محدودیت‌های اجتماعی. هر سه نمایشنامه نشان می‌دهند که تصمیم‌های شخصیت‌ها را نمی‌توان جدا از مناسبات قدرت، انتظارات اجتماعی و شرایط زندگی‌شان بررسی کرد؛ در عین حال، پیچیدگی آثار اجازه نمی‌دهد رفتار آن‌ها را صرفاً با یک حکم اخلاقی توضیح دهیم.

شاید دلیل بازگشت مداوم این نمایشنامه‌ها به صحنه نیز همین باشد. مده‌آ، نورا و هدا پاسخ‌های قطعی به مسئله زنان و جامعه ارائه نمی‌کنند؛ بلکه پرسش‌هایی را زنده نگه می‌دارند که هر نسل می‌تواند از نو با آن‌ها مواجه شود. از همین رو، این شخصیت‌ها هنوز در تئاتر جهان حرف دارند؛ نه فقط به‌عنوان زنان معترض یا متفاوت، بلکه به‌عنوان شخصیت‌هایی پیچیده که تماشاگر را به اندیشیدن درباره آزادی، مسئولیت، قدرت و حق انتخاب دعوت می‌کنند.