جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت در غیاب مخاطب؛ ضرورت بازنگری در شیوه برگزاری و جذب تماشاگر
مصطفی فرجی، تهیهکننده و منتقد سینما: نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت از جمله رویدادهایی است که میتواند فرصتی برای نمایش و ارزیابی آثار سینمایی، شناخت ظرفیت فیلمسازان و بررسی میزان ارتباط آثار با مخاطبان باشد. جشنوارهای با موضوع مقاومت، ایثار، فداکاری و ارزشهای انسانی، طبیعتاً ظرفیت فرهنگی قابل توجهی دارد؛ اما پرسش اصلی این است که آیا این ظرفیت بهدرستی مورد استفاده قرار میگیرد و توانسته است مخاطبان مورد انتظار را به سالنهای سینما بکشاند؟
این دوره از جشنواره که از هشتم تا سیزدهم آبانماه در پردیس سینمایی ملت برگزار میشود و مراسم اختتامیه آن نیز برای چهاردهم آبانماه در برج میلاد در نظر گرفته شده است، از نظر میزان استقبال مخاطبان با پرسشهایی جدی روبهروست. آنچه در جریان حضورم در جشنواره مشاهده میکنم، خلوتی بسیاری از سالنها و استقبال محدود تماشاگران است؛ موضوعی که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت.
برای نمونه، روز یکشنبه دهم آبان، ساعت ۱۸، برای تماشای فیلم خارجی «پسرک» به سالن شماره ۲ پردیس سینمایی ملت رفتم. فیلم جذابیت قابل قبولی داشت و من تا پایان آن را تماشا کردم؛ اما نکته عجیب این بود که در آن سالن بزرگ، تنها تماشاگر حاضر بودم. با خودم فکر کردم اگر من هم در سالن حضور نداشتم، فیلم طبق برنامه زمانبندیشده نمایش داده میشد و عوامل اجرایی و امکانات سالن همچنان درگیر نمایش اثری بودند که مخاطبی نداشت. این اتفاق بهخوبی ضرورت بازنگری در شیوه برنامهریزی و جذب مخاطب را نشان میدهد.
این خلوتی در حالی اتفاق میافتد که در چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، شاهد استقبال قابل توجه مخاطبان بودیم؛ بهطوریکه برخی سالنها ظرفیتشان تکمیل میشد و حتی تعدادی از تماشاگران روی پلهها مینشستند تا فیلمها را تماشا کنند. حالا این پرسش مطرح است که چرا در یک جشنواره با استقبال چشمگیر مواجه میشویم، اما در جشنواره مقاومت، با وجود موضوعات و ظرفیتهای فرهنگی آن، بسیاری از سالنها خلوت میمانند؟ به نظر میرسد بررسی این تفاوت و شناخت دلایل آن باید یکی از اولویتهای برگزارکنندگان باشد.
تکرار آثار؛ مسئلهای که انگیزه مخاطب را کاهش میدهد
یکی از موضوعاتی که در برنامهریزی جشنوارهها باید مورد توجه قرار گیرد، تکرار آثار در رویدادهای مختلف سینمایی است. در کشور جشنوارههای متعددی برگزار میشود؛ از جشنواره فیلم فجر و جشنواره فیلم کوتاه تهران گرفته تا سینماحقیقت، جشنواره مقاومت، عمار و رویدادهای موضوعی دیگر. تعدد جشنوارهها بهخودیخود ایرادی ندارد، اما زمانی که مأموریتها به هم نزدیک میشوند و آثار مشابه در چند رویداد به نمایش درمیآیند، این مسئله میتواند از جذابیت حضور مخاطب بکاهد.
در جشنواره مقاومت نیز برخی آثاری که پیشتر در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمدهاند، دوباره روی پرده میروند. طبیعی است مخاطبی که آن فیلمها را قبلاً دیده، برای تماشای دوباره آنها انگیزه کمتری داشته باشد؛ بهویژه زمانی که آثار تازه و دیدهنشده به اندازه کافی در برنامه نمایش قرار نگرفته باشند. این مسئله درباره برخی آثار کوتاه و مستند نیز در جشنوارههای مختلف دیده میشود.
هر جشنواره باید هویت و مأموریت مشخص خود را داشته باشد. جشنواره فیلم فجر، جشنواره فیلم کوتاه تهران و سینماحقیقت هرکدام در طول سالها هویت مشخصی پیدا کردهاند. جشنوارههای تخصصی دیگر نیز باید با انتخاب آثار تازه، توجه به موضوعات اختصاصی و برنامهریزی متفاوت، جایگاه خود را برای مخاطب روشن کنند. تکرار فیلمها بدون ایجاد جذابیت تازه، نمیتواند به جذب تماشاگر کمک کند.
مسترکلاسها؛ از نقاط قوت جشنواره تا مشکل همزمانی برنامهها
برگزاری مسترکلاسهای تخصصی با حضور استادان و چهرههای باسابقه سینما در حوزههای مختلف از جمله بازیگری، کارگردانی، فیلمبرداری، مستندسازی و فیلمسازی، از نکات مثبت این دوره از جشنواره به شمار میرود. این برنامهها فرصتی ارزشمند برای علاقهمندان و هنرجویان فراهم میکنند تا از دانش و تجربه سینماگران باسابقه بهرهمند شوند.
با این حال، یکی از ایرادهای قابل توجه در برنامهریزی این مسترکلاسها، زمان برگزاری آنهاست. برای نمونه، در روزهایی که سه استاد در یک روز برنامه آموزشی دارند، مسترکلاسها از ساعت ۱۴ آغاز میشوند؛ یعنی دقیقاً در ساعاتی که نمایش فیلمها نیز در سالنها جریان دارد.
در نتیجه، علاقهمندانی که هم قصد تماشای فیلمها را دارند و هم میخواهند در کلاسهای تخصصی شرکت کنند، ناچارند یکی از این دو برنامه را انتخاب کنند. این همزمانی عملاً فرصت استفاده از هر دو بخش را از مخاطب میگیرد. بهتر است در دورههای آینده، برنامه نمایش فیلمها و مسترکلاسها با هماهنگی بیشتری تنظیم شود تا مخاطبان بتوانند بدون از دست دادن یکی از این فرصتها، از هر دو بخش جشنواره بهره ببرند.
جشنواره مقاومت برای چه مخاطبی برگزار میشود؟
موضوع مهم دیگر، شناخت مخاطب هدف است. جشنواره مقاومت نباید صرفاً به حضور افرادی محدود شود که از قبل با مفاهیم ایثار، فداکاری و مقاومت آشنایی دارند. یکی از اهداف چنین رویدادی باید جذب نسل جوان و مخاطبانی باشد که شاید هنوز ارتباط نزدیکی با این مفاهیم برقرار نکردهاند.
اگر قرار است فیلمهای مرتبط با مقاومت و ارزشهای انسانی دیده شوند، باید برای معرفی آنها به عموم مردم نیز برنامهریزی شود. تبلیغات هدفمند، اطلاعرسانی مؤثر، انتخاب زمان مناسب نمایش و ایجاد انگیزه برای حضور خانوادهها و جوانان میتواند در این زمینه مؤثر باشد. صرف برگزاری جشنواره و قرار دادن فیلمها در جدول نمایش، تضمینکننده حضور مخاطب نیست.
باید از خود پرسید چه برنامهای برای دعوت از مخاطبان عمومی در نظر گرفته شده است؟ آیا اطلاعرسانی به اندازه کافی انجام میشود؟ آیا زمانبندی نمایشها با شرایط مخاطبان تناسب دارد؟ و مهمتر از همه، آیا برگزارکنندگان با مشاهده سالنهای خلوت، برای اصلاح برنامهها و افزایش استقبال اقدامی انجام میدهند؟
هزینههای برگزاری و ضرورت توجه به بهرهوری
برگزاری یک جشنواره سینمایی طبیعتاً هزینههایی دارد؛ از آمادهسازی سالنها و امکانات فنی گرفته تا تبلیغات محیطی، بنرها، پوسترها، نورپردازی، دکور، نیروی انسانی و پذیرایی. اما پرسش اینجاست که آیا میزان این هزینهها با تعداد مخاطبان و میزان تأثیرگذاری جشنواره تناسب دارد؟
در شرایطی که همواره بر صرفهجویی در مصرف برق و مدیریت منابع تأکید میشود، انتظار میرود در برگزاری رویدادهای فرهنگی نیز نگاه دقیقتری به مصرف انرژی و هزینهها وجود داشته باشد. وقتی سالنهای بزرگ با تعداد بسیار اندک تماشاگر فعالیت میکنند، لازم است درباره نحوه استفاده از امکانات و منابع مالی بازنگری شود.
هزینههای پذیرایی، تدارکات، شیرینی و امکانات جانبی نیز باید متناسب با نیاز واقعی برنامه باشد. هدف از این نقد، زیر سؤال بردن اصل برگزاری جشنواره نیست؛ بلکه تأکید بر این نکته است که هزینهکرد منابع عمومی باید نتیجه و بازده فرهنگی مشخصی داشته باشد. بهتر است بخشی از این هزینهها به جای تشریفات و امور جانبی، صرف تبلیغات مؤثر، معرفی آثار و جذب مخاطب شود.
بینظمی در توزیع غذا؛ مسئلهای در بخش اجرایی
در کنار مسائل مربوط به نمایش فیلمها، در بخش خدمات و پذیرایی نیز با مشکلاتی روبهرو میشوم که نیازمند توجه است. در برخی جشنوارهها، افراد با ارائه کارت جشنواره، برگه یا بن دریافت غذا میکنند و روند توزیع مشخص است؛ اما در این دوره اعلام میشود که مسئول گروه یا سرگروه رسانه باید برای دریافت غذای اعضای گروه مراجعه کند.
این شیوه در عمل برای برخی از منتقدان و اهالی رسانه مشکل ایجاد میکند. برای مثال، آقای چگینی که مسئولیت برنامه منتقدان و شبهای نقد را بر عهده دارد، درگیر ضبط و انجام امور برنامه است و امکان ندارد در هر زمان برای دریافت غذای افراد مراجعه کند. در چنین شرایطی، برخی از منتقدان و دارندگان کارت جشنواره با وجود حضور و فعالیت در رویداد، از دریافت غذا بازمیمانند.
در مقابل، مشاهده میشود همراهان برخی مهمانان نیز غذا دریافت میکنند؛ حتی در مواردی تعداد همراهان به شش نفر میرسد، اما افرادی که کارت معتبر جشنواره دارند با مشکل مواجه میشوند. پرسش این است که چرا سازوکار مشخص و یکسانی برای توزیع غذا بر اساس کارت جشنواره در نظر گرفته نشده است؟ یک سیستم ساده و شفاف میتواند از سردرگمی و نارضایتی جلوگیری کند و شأن و جایگاه اهالی رسانه و منتقدان را نیز حفظ کند.
تجربه دورههای گذشته و ضرورت ارزیابی عملکرد
جلال غفاری برای سومین دوره متوالی مسئولیت دبیری جشنواره را بر عهده دارد. استمرار مدیریت میتواند فرصتی برای انتقال تجربه و رفع اشکالات دورههای قبل باشد؛ اما در مقابل، این انتظار را نیز ایجاد میکند که نقاط ضعف گذشته شناسایی و اصلاح شده باشند.
پرسش اینجاست که از دو دوره قبلی چه درسهایی گرفته شده و چه تغییرات محسوسی در برنامهریزی، تبلیغات، انتخاب آثار، نظم اجرایی و جذب مخاطب ایجاد شده است؟ وقتی تجربه چند دوره در اختیار برگزارکنندگان قرار دارد، انتظار میرود مشکلات تکراری کاهش پیدا کند، نه اینکه همچنان شاهد خلوتی سالنها و ناهماهنگی در بخشهای اجرایی باشیم.
همچنین نقش سردار علی مقواساز، رئیس بنیاد فرهنگی روایت فتح، در حمایت و نظارت بر این رویداد فرهنگی میتواند در مسیر تقویت جشنواره و رفع کاستیها مؤثر باشد. آنچه اهمیت دارد، ارزیابی دقیق عملکرد و استفاده از تجربههای بهدستآمده برای بهتر برگزار شدن دورههای آینده است.
آیا پردیس ملت انتخاب مناسبی برای این جشنواره است؟
موضوع دیگر،انتخاب محل برگزاری جشنواره است. در دوره گذشته، جشنواره در موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد؛ فضایی جمعوجورتر با چند سالن نمایش که به نظر میرسید با ابعاد و میزان مخاطبان جشنواره تناسب بیشتری دارد.
در مقابل، پردیس سینمایی ملت مجموعهای بزرگ با امکانات متعدد است؛ اما وقتی تعداد تماشاگران محدود باشد، استفاده از چنین فضای گستردهای این پرسش را به وجود میآورد که آیا انتخاب محل برگزاری با میزان استقبال مخاطبان تناسب دارد؟ شاید لازم باشد برگزارکنندگان در دورههای بعد، علاوه بر امکانات فنی و ظاهری، به اندازه سالنها، میزان مراجعهکنندگان و فضای متناسب با هویت جشنواره نیز توجه کنند.
سخن پایانی
نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت فرصتی برای معرفی آثار تازه، گفتوگو درباره سینمای مقاومت و ارتباط بیشتر فیلمها با مخاطبان است. با این حال، آنچه در جریان حضورم مشاهده میکنم، نشان میدهد که در کنار کیفیت آثار و برنامههای فرهنگی، موضوعاتی مانند تبلیغات، انتخاب فیلمها، جلوگیری از تکرار آثار، مدیریت هزینهها، خدمات اجرایی و شناخت مخاطب باید جدیتر مورد بررسی قرار گیرند.
نقد این مسائل به معنای نادیده گرفتن اهمیت جشنواره یا تلاش دستاندرکاران آن نیست؛ بلکه هدف، کمک به ارتقای کیفیت رویدادی است که میتواند نقش مهمی در معرفی سینمای مقاومت داشته باشد. جشنواره زمانی به هدف خود نزدیک میشود که فیلمها فقط در جدول نمایش باقی نمانند، بلکه دیده شوند، درباره آنها گفتوگو شکل بگیرد و مخاطبان تازهای با موضوعات و مفاهیم مورد نظر جشنواره ارتباط برقرار کنند.
در نهایت، موفقیت یک جشنواره را نمیتوان تنها با تعداد فیلمها، سالنهای در اختیار یا تشریفات برگزاری سنجید. میزان استقبال مردم، کیفیت ارتباط آثار با مخاطب و تأثیر فرهنگی رویداد نیز باید معیار ارزیابی باشد. امیدوارم برگزارکنندگان جشنواره مقاومت با بررسی تجربه این دوره و شنیدن نقدهای اهالی سینما و رسانه، برای دورههای آینده برنامهریزی دقیقتر و مؤثرتری داشته باشند.