علیرضا ملک‌محمودی: کودکان باید با همدلی و واقعیت‌های زندگی آشنا شوند

علیرضا ملک‌محمودی، کارگردان نمایش «بابایی بخند» باور دارد که هدف از اجرای این اثر تنها سرگرمی مخاطب کودک و نوجوان نیست، بلکه تلاش شده تا با زبانی قابل فهم، آن‌ها با مفاهیم عمیق‌تری از زندگی مانند بیماری، همدلی و اهمیت حضور پدربزرگ و مادربزرگ‌ها در خانواده آشنا شوند.

به گزارش سینمارسانه، نمایش «بابایی بخند» به کارگردانی علیرضا ملک‌محمودی این شب‌ها ساعت 19:30 در تالار هنر روی صحنه است.

علیرضا ملک‌محمودی درباره شکل‌گیری این اثر گفت: «بعد از تجربه‌ای که چند سال پیش در تئاتر کودک و نوجوان داشتم و درگیر شدن با روندهای طولانی مجوز و مسائل مختلف، تصمیم داشتم دیگر سراغ این حوزه نروم و کمی از آن دل‌زده شده بودم. اما زمانی که متن را خواندم با یک متن جذاب طرف شدم و ناخودآگاه یاد پدربزرگم افتادم. همین باعث شد احساس کنم می‌توانم این کار را به نوعی ادای دینی به پدربزرگم و همه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی بدانم که با بیماری آلزایمر درگیرند.»

او با اشاره به دشواری‌های تولید نمایش «بابایی بخند» ادامه داد: «اجرای نمایش ما کار سختی بود چراکه مخاطب نوجوان به‌طور کلی کمتر است و از طرف دیگر متن هم موضوع شادی ندارد و فضای نسبتاً سنگینی دارد. بنابراین طبیعی بود که احتمال جذب مخاطب زیاد یا فروش بالا چندان زیاد نباشد، اما دوست داشتم این اتفاق شکل بگیرد و درباره این موضوع حرف بزنیم.»

Image

این کارگردان درباره چالش‌های پرداختن به بیماری آلزایمر برای مخاطب کودک و نوجوان گفت: «مهم‌ترین و سخت‌ترین چالش ما این بود که واقعیت‌های تلخ بیماری آلزایمر را چطور روی صحنه نشان بدهیم. آلزایمر جنبه‌های بسیار دردناکی دارد؛ از گم شدن بیمار گرفته تا از دست دادن توانایی‌های ساده زندگی روزمره. حتی ممکن است بیمار دیگر نتواند بهداشت خود را رعایت کند یا مدام بهانه‌گیری کند و این وضعیت برای خانواده هم بسیار سخت است. اما طبیعی است که همه این واقعیت‌ها را نمی‌توان همان‌طور که هست روی صحنه برای کودک و نوجوان نمایش داد.» 
او ادامه داد: «در طول کار خیلی درباره این موضوع با گروه صحبت کردیم که چه چیزهایی را نشان بدهیم و چه چیزهایی را حذف کنیم. حتی اگر قرار است لحظه‌ای شوخی در کار باشد، نباید به شأن و شخصیت بیمار آسیبی وارد شود. پیش از این هم با انجمن آلزایمر صحبت کرده بودم و یکی از نکات مهمی که آن‌ها تأکید داشتند همین حفظ احترام بیمار بود. بنابراین در نمایش هم مراقب بودیم حتی از طرف شخصیت‌های داستان هم بی‌احترامی به بیمار شکل نگیرد.»

ملک‌محمودی افزود: «از طرف دیگر باید فضایی ایجاد می‌کردیم که کودک و نوجوان بتواند با اثر ارتباط بگیرد. برای همین تلاش کردیم با کمک موسیقی، لحظه‌های شیرین خانوادگی و نشان دادن برخی روش‌های مراقبت از بیمار مثل دیدن عکس‌های قدیمی و یادآوری خاطرات، فضایی بسازیم که در عین بیان موضوع، برای مخاطب قابل همراهی باشد.»

او درباره ساختار نمایش توضیح داد: «در نمایش سه بخش در نظر گرفتیم. در بخش اول پدربزرگ حال عادی‌تری دارد و رابطه او با نوه شکل می‌گیرد. در بخش میانی نشانه‌های بیماری کم‌کم ظاهر می‌شود و مخاطب با واقعیت آن روبه‌رو می‌شود. در بخش پایانی هم تلاش کردیم نشان بدهیم چه چیزهایی می‌تواند حال بیمار را بهتر کند و رابطه عاطفی میان پدربزرگ و نوه را عمیق‌تر ببینیم.»

Image

کارگردان «بابایی بخند» درباره روند تمرین‌ها نیز گفت: «قبل از شروع تمرین‌ها با مصطفی دارایی بازیگردان کار و امین رضا ملک‌محمودی نویسنده نشست‌های زیادی داشتیم. علاوه بر تحقیق، از تجربه‌های شخصی خودمان هم استفاده کردیم. حتی دو نفر از بازیگران هم در خانواده با این مسئله درگیر بودند. همین باعث شد تمرین‌ها گاهی خیلی احساسی شود؛ بعضی روزها آن‌قدر حال‌وهوای تمرین‌ها سنگین می‌شد که مجبور می‌شدیم تمرین را متوقف کنیم، چون بچه‌ها یا حتی خود من گریه می‌کردیم. تجربه تلخی بود اما کمک کرد بفهمیم کجاها ممکن است مخاطب بیشتر آسیب ببیند.»

این هنرمند ادامه داد: «به نظرم مهم‌ترین کاری که تئاتر کودک و نوجوان امروز می‌تواند انجام دهد این است که به بچه‌ها کمک کند احساسات‌شان را بشناسند؛ اینکه بدانند بعضی جاها باید بخندند و بعضی جاها هم ممکن است گریه کنند. زندگی فقط شادی نیست. بیماری، فقدان یا حتی جدایی در زندگی وجود دارد و اگر کودک هیچ‌وقت با این مفاهیم آشنا نشود، وقتی ناگهان با واقعیت‌های جامعه روبه‌رو شود آسیب می‌بیند. تئاتر می‌تواند این مفاهیم را با زبانی ملایم‌تر و قابل درک‌تر مطرح کند.»

ملک‌محمودی در پایان با اشاره به بازخوردهای مخاطبان گفت: «قبلاً گفته بودم دوست دارم بچه‌ها همراه با پدربزرگ و مادربزرگ‌شان به دیدن این نمایش بیایند و وقتی سالن را ترک می‌کنند دست آن‌ها را محکم بگیرند. به تازگی نظری از یک کودک دیدم که گفته بود بعد از دیدن نمایش دلش برای پدربزرگش خیلی تنگ شده و دوست دارد او را ببیند. اینکه یک کودک متوجه شود پدربزرگ و مادربزرگ چه جایگاه مهمی در زندگی ما دارند برای من بسیار ارزشمند است. امیدوارم «بابایی بخند» بتواند این حس را در کودکان ایجاد کند که قدر یکدیگر را بیشتر بدانیم و بیشتر مراقب هم باشیم.»

بیشتر بخوانید:

تل‌خاب؛ حافظه جمعی که بر اکنون سایه می‌اندازد