در گفت‌وگو با نوشین معراجی مطرح شد:

صدای قشر متوسط در سینمای ایران گم شده

نوشین معراجی، فیلمنامه‌نویس و کارگردان سینما بر این باور است که سینمای ایران میان سینمای سفارشی و زیرزمینی گرفتار شده است.

به گزارش سینمارسانه، سینمای ایران این روزها در حالی با چالش‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند که سایه جنگ‌های منطقه‌ای و التهابات اخیر، بیش از پیش بر فضای تولیدات هنری سایه افکنده است. 

نوشین معراجی، فیلمنامه‌نویس و کارگردان، در گفت‌وگویی با سینمارسانه از وضعیت تولید فیلم بلند، افول سینمای ایران میان دو قطب «سفارشی‌سازی» و «سینمای زیرزمینی و سیاه»، جایگاه اخلاق و روانشناسی در آثار نمایشی سخن گفت. 

از سکون تا پیش‌تولید فیلم کوتاه و بلند

معراجی در ابتدای صحبت‌های خود درباره فعالیت‌های اخیرش گفت: «قرار بود فیلم بلندم را کلید بزنم و صحبت‌هایی هم در این زمینه شده بود، اما متأسفانه جنگ ۱۲ روزه پیش آمد و شرایط کشور به ثبات نرسید؛ به همین دلیل نتوانستم فیلم بلندم را بسازم. در این مدت بیشتر به نوشتن مشغول بودم و فیلمنامه‌های بلند و کوتاه می‌نوشتم. در حال حاضر، یک فیلم کوتاه در مرحله پیش‌تولید دارم که اگر خدا بخواهد، آن را آغاز می‌کنم تا کمی از این وضعیت سکون خارج شوم و سرمایه فیلم بلندم نیز به حد نصاب برسد تا بتوانم ساخت آن را شروع کنم. فیلمنامه این فیلم کوتاه را هم خودم نوشته‌ام و در حال حاضر مراحل پیش‌تولید را می‌گذراند.»

او در توضیح ویژگی‌های آثارش افزود: «من معمولاً فیلمنامه‌های خودم را می‌نویسم؛ چراکه آثارم عموماً خانوادگی و روان‌شناختی هستند. یا این موضوعات را تجربه کرده‌ام، یا بر آن‌ها تسلط دارم و یا درباره روان انسان و روابط آدم‌ها در خانواده و جامعه مطالعات زیادی داشته‌ام. به نظر من، اصلی‌ترین مسئله در جامعه این است که اگر مشکلی وجود دارد، باید از پایه و در خانه حل شود. اگر آدم‌های سالمی در خانواده‌های سالم داشته باشیم، اجتماع سالم‌تری خواهیم داشت. به همین دلیل، همیشه سعی می‌کنم موضوعاتی را بنویسم که برایم ملموس هستند و بر آن‌ها تسلط کامل دارم تا بتوانم آن‌ها را به مرحله ساخت برسانم.»

سینمای ایران در مرحله سقوط میان دو لبه قیچی

این فیلمنامه‌نویس با اشاره به وضعیت بحرانی سینمای کشور گفت: «سینمای ایران به‌نوعی در مرحله سقوط قرار گرفته است. زمانی آدم‌ها مجبور بودند فیلم‌های سفارشی بسازند. طبیعتاً من با این رویکرد موافق نبودم؛ نه به این معنا که برای جنگ تحمیلی ارزشی قائل نباشم. اتفاقاً برای آدم‌هایی که از کشور دفاع کردند، ارزش زیادی قائلم، اما چون تجربه زیسته من نبوده است، هیچ‌وقت جسارت نمی‌کنم فیلمی بسازم که به جایگاه آن آدم‌ها توهین شود. ما عملاً فیلم‌های خوب دفاع مقدس بسیار کمی داریم؛ شاید به اندازه انگشتان دست. دلیلش هم این است که آدم‌ها آن فضا را زندگی نکرده‌اند و در نتیجه مجبور می‌شوند به شکل سفارشی فیلم بسازند.»

او ادامه داد: «اکنون به جایی رسیده‌ایم که سینمای ایران یا به سینمای کمدی تبدیل شده که زیرمتن قابل‌توجهی ندارد و صرفاً ذهن مردم را برای سرگرم شدن و گذر از این سختی‌ها آماده می‌کند، یا بخشی از آن به فیلم‌های زیرزمینی اختصاص پیدا کرده که به همان اندازه آسیب‌زاست. عده‌ای از یک طرف بام افتاده‌اند و عده‌ای از طرف دیگر. اکنون شاید به واسطه دو جنگی که پشت سر گذاشته‌ایم، دقیقاً با چنین تجربه‌ای مواجه هستیم.»

مواجهه با جنگ در درام؛ شعارزدگی ممنوع!

معراجی درباره تجربه نگارش فیلمنامه با محوریت بحران جنگ بیان کرد: «خودم یک فیلمنامه بلند خانوادگی و روان‌شناختی نوشته‌ام که در جریان وقوع یک بحران در خانواده، جنگ ۱۲ روزه نیز اتفاق می‌افتد. ما در این فیلمنامه چندان به مسئله جنگ نمی‌پردازیم، بلکه یک جنگ درون‌خانوادگی داریم که به موازات آن، جنگی میان دو یا چند کشور پیش می‌رود. می‌توان از این المان‌ها به شکلی استفاده کرد که دچار شعارزدگی نشویم. هر چیزی که در فیلم از قالب و ساختار سینمایی خودش خارج شود؛ چه جنگ باشد، چه قدرت کارگردان و چه طراحی صحنه، شأن فیلم را پایین می‌آورد و ناخودآگاه آن را به یک کمدی مضحک تبدیل می‌کند.»

او تأکید کرد: «اگر درست رفتار کنیم و فیلمنامه درستی در راستای همین جنگی که تجربه کرده‌ایم بنویسیم،  مخاطب از چنین اثری استقبال می‌کند. من یک فیلم بلند با همین رویکرد نوشته‌ام و هنوز به سراغ ساخت آن نرفته‌ام؛ بنابراین گاردی در این زمینه ندارم، به شرط آنکه دچار شعارزدگی نشویم و حرف درستی بزنیم. سینما ساحت بسیار مقدسی است؛ هنر مقدس است. ما نه می‌خواهیم چیزی را به کسی القا و دیکته کنیم و نه قرار است پادکست تولید کنیم. فقط در ذهن مخاطب سؤال ایجاد می‌کنیم تا بعد از تیتراژ به این فکر کند که در کجای جامعه، زندگی و اخلاقیات ایستاده است و خودش انتخاب کند. ما نمی‌توانیم برداشت خودمان را به کسی دیکته کنیم. تنها وظیفه من این است که چراغ‌هایی را در ذهن مخاطب روشن کنم.»

تاب‌آوری، همبستگی و پرهیز از «سینمای اجتماعی کثیف»

این کارگردان با اشاره به محدودیت دانش سیاسی اهالی سینما گفت: «ما سواد سیاسی کلان نداریم. بخش بسیار زیادی از جامعه، حتی خود من به‌عنوان فیلمساز، از چنین دانشی برخوردار نیستیم. من آن چیزی را می‌بینم که در برابر چشمم اتفاق می‌افتد؛ مثلاً جنگ می‌شود، موشکی اصابت می‌کند و خانه‌ای ویران می‌شود. من می‌توانم آسیب‌های این اتفاق و خشونتی را که پس از آن میان مردم آسیب‌دیده شکل می‌گیرد، روایت کنم.»

او ادامه داد: «مسئله این است که سینما می‌تواند به تاب‌آوری کمک کند؛ به اینکه وقتی کسی دچار ازهم‌گسیختگی روانی می‌شود، چه پیش از جنگ حال خوبی نداشته باشد و چه جنگ شرایطش را تشدید کرده باشد، بتواند حال بهتری پیدا کند. ما بعد از جنگ با افسردگی‌های شدید، بیکاری و ناامیدی‌های زیادی مواجه می‌شویم. سینما می‌تواند حس همدلی را در جامعه بیدار کند. وقتی اخلاقیات و انسانیت را در اولویت قرار دهیم، ناخودآگاه حرف درستی می‌زنیم. آدم‌ها یاد می‌گیرند هوای یکدیگر را داشته باشند و از نظر اجتماعی در کنار هم بمانند؛ چراکه ما در یک کشور زندگی می‌کنیم و قرار نیست همه به فکر فرار باشند. اینجا سرزمین ماست. ممکن است عقیده من با فرد دیگری متفاوت و حتی متضاد باشد، اما این تفاوت دلیلی برای دشمنی نیست.»

معراجی در انتقاد از رویکرد حاکم بر بخشی از آثار اجتماعی و جشنواره‌ای گفت: «اکنون در سینما کمتر می‌بینیم که کسی به مسئله اخلاق‌مداری و انسانیت فکر کند. در این سال‌ها فیلمی ندیده‌ام که حالم را خوب کند و احساس کنم به این مسائل توجه دارد. فیلمسازان یا معضلات اجتماعی را در بستر زندگی مردم پایین‌شهر آن‌قدر بزرگ‌نمایی و اغراق می‌کنند که ما را به‌عنوان ایرانی، انسان‌هایی تحقیرشده و گرفتار در منجلاب نشان می‌دهند؛ چیزی که من اسمش را "سینمای اجتماعی کثیف" گذاشته‌ام، یا به سراغ قشر بسیار مرفه و سینمای کمدی سطحی می‌روند. در حالی که ۷۰ تا ۸۰ درصد جامعه ما را قشر متوسط تشکیل می‌دهد و صدای این گروه در سینمای ایران گم شده است. عده‌ای برای اینکه در جشنواره‌ها جایزه بگیرند، این مسائل را برجسته می‌کنند و متأسفانه فیلم‌های دیگر نیز از روی آن‌ها کپی می‌کنند. چرا باید فقط به دو یا سه مسئله خاص بسنده کنیم؟»

ترس سرمایه‌گذار و وضعیت سینمای کوتاه

او درباره چالش‌های جذب سرمایه در سینما عنوان کرد: «ما در زمینه فیلمنامه‌نویسی و تولید درام سینمایی خوب با کمبود مواجه هستیم. البته من فیلمنامه‌های خوبی هم دیده‌ام، اما سرمایه‌گذاران و تهیه‌کنندگان از اینکه گیشه مملو از فیلم‌های سطحی است و تعداد زیادی از این آثار در صف اکران قرار دارند، ترسیده‌اند و کمتر حاضر می‌شوند روی فیلم‌هایی با مضامین اخلاقی و آثاری که می‌توانند درک و فهم مخاطب را ارتقا دهند، سرمایه‌گذاری کنند. سرمایه‌گذاران واقعاً می‌ترسند.»

معراجی درباره جایگاه فیلم کوتاه نیز گفت: «جایگاه فیلم کوتاه همیشه برای من بسیار بالا بوده است. از ۲۲ تا ۲۳ سال پیش، زمانی که هنوز بسیاری تصور می‌کردند فیلم کوتاه چیزی در حد تیزر است، این حوزه را دنبال می‌کردم، فیلم می‌ساختم و داور جشنواره فیلم کوتاه هم بوده‌ام. ضعف فیلمنامه در سینمای کوتاه همچنان وجود دارد و من هم آن را انکار نمی‌کنم، اما از نظر تکنیک ساخت، فیلم کوتاه به سینمای بلند نزدیک شده است؛ اتفاقی که هم خوشحال‌کننده است و هم نگران‌کننده. گاهی فیلمسازان پیش از آنکه مطمئن شوند فیلمنامه‌شان صددرصد کیفیت لازم را دارد، با بودجه‌های کلان آثاری تولید می‌کنند که در آن‌ها فرم بر محتوا غلبه دارد. ای کاش ایده‌های خوب با فیلمنامه‌های منسجم‌تر و پخته‌تر همراه می‌شدند تا این ایده‌ها هدر نروند.»

سخن پایانی

این هنرمند در پایان گفت: «امیدوارم هوش و دقت آدم‌ها در انتخاب فیلم خوب کمی بیشتر شود. البته اکنون هم افراد بسیار باهوش، باسواد و برخوردار از درک بالای سینما و هنر داریم. امیدوارم تعداد حامیان این افراد بیشتر شود؛ چراکه اگر از چنین هنرمندانی حمایت بیشتری صورت بگیرد، اتفاقات بسیار خوبی در سینما، فرهنگ و به‌تبع آن در جامعه رخ خواهد داد.»

 

برچسب ها