تماشاگر است که میگوید «دشمن خدا» کیست؟!
به گزارش سینما رسانه، نمایش «دشمن خدا» به نویسندگی عمادالدین رجبلو و کارگردانی مشترک مجید عراقی و عمادالدین رجبلو، این شبها پنجمین دور از اجراهای خود را در عمارت هما سپری میکند. این اثر که با استقبال مخاطبان روبهرو شده، روایتگر اپیزودیک دروغهایی است که انسانها در موقعیتهای مختلف برای بقا یا توجیه خویش به کار میبندند.
مجید عراقی درباره پیشینه شکلگیری این نمایش گفت: «دشمن خدا» در سالهای ۹۳ و ۹۴ در گرگان شکل گرفت. ابتدا آقای رجبلو متنهای کوتاهی را برای جشنوارهها نوشته بود، اپیزودهایی که هر کدام به صورت مستقل طراحی شده بودند. پس از مدتی تصمیم گرفتیم با تکیه بر مفهوم محوریِ دروغ که در هر دو اپیزود جریان داشت، آنها را به هم پیوند بزنیم. این همکاری از سال ۹۴ آغاز شد و خوشبختانه فرصت یافتیم تا در دورههای اخیر به صورت مشترک کارگردانی و اجرای کار را پیش ببریم.»
او با اشاره به مفهوم بنیادین اثر افزود: «نام نمایش از این باور میآید که «دروغگو، دشمن خداست». این نمایش بر همین مفهوم شکل گرفته است، اینکه تمام انسانها در موقعیتهای مختلف اجتماعی، تربیتی یا خانوادگی، برای حفظ موقعیت یا فرار از واقعیت دست به دروغ میزنند. این پدیده همیشه در زندگی روزمره ما جریان دارد و ما در تعاملات اجتماعی، مدام با آن دستبهگریبانیم.»
عراقی درباره ایدههای نوآورانه در اجراهای اخیر توضیح داد: «در تلاش هستیم، هر دوره از اجراها را متناسب با شرایط روز بهروز کنیم. از دور چهارم، ایدهای اینتراکتیو به نمایش اضافه کردیم؛ مخاطبان در جایگاه قاضی قرار میگیرند و در پایان نمایش با انتخاب از میان هفت گزینه که در تراکتها گنجانده شده است، در صندوقهای رأی بیرون از سالن تصمیم میگیرند که مقصر اصلی این دو داستان کیست. در طول بیش از ۱۲۰ اجرا، نتایج این رأیگیری بسیار جالب بوده و همواره الگوی ثابتی از قضاوت مخاطبان را نشان میدهد که نشاندهنده تحلیل دقیق تماشاگر از موقعیتهای دراماتیک است.»
او درباره ماندگاری «دشمن خدا» و ارتباط آن با طیف گسترده مخاطبان گفت: «ماهیت کار بهگونهای است که بسیار صادقانه و خالصانه با تماشاگر روبرو میشود. از کودکی که مدرسه را تجربه کرده تا سالمندی که دههها زندگی را پشت سر گذاشته، همه میتوانند با این قصه همراه شوند. تئاتری برای من پیروز است که بتواند همه اقشار جامعه را درگیر کند؛ در وهله اول سرگرمکننده باشد و سپس اهل فن را نیز با بار فنی و هنری خود همراه کند. حس نوستالژیک پادگان و مدرسه برای مخاطب ایرانی، عامل مهمی در استقبال مستمر از این نمایش به شمار میآید.»
این کارگردان همچنین درباره حس و حال تماشاگران پس از پایان اجرا بیان کرد: «بسیاری از مخاطبان در کامنتها میگویند که پس از یک روز پر از دغدغههای اجتماعی و اقتصادی یک ساعت از ته دل خندیدهاند و از دنیا فارغ شدهاند؛ برای من این بزرگترین رسالت است. با این حال، معتقدم این خندهها وقتی تهنشین میشود، به تأملی تلخ میانجامد. تماشاگر درمییابد که چرا به این موقعیتها خندیده است؛ موقعیتهایی که در لایههای زیرین خود، گروتسک و ناراحتکنندهاند. مواجهه با این حقیقت که چرا ما در طول زندگیمان تا این حد دروغ میگوییم، همان نکتهای است که پس از پایان خندهها، مخاطب را به فکر وامیدارد.»