«باتلاق یانکیها»؛ وقتی بمباران، پایان جنگ نیست
علیرضا صمدی، کارگردان مستند «باتلاق یانکیها» در گفتوگوی اختصاصی با «سینما رسانه» از مستندی میگوید که تلاش کرده جنگ اخیر ایران و آمریکا را از یک زاویه متفاوت نگاه کند؛ نه فقط از روی تعداد حملات و قدرت تسلیحاتی، بلکه از روی اهدافی که قرار بود محقق شوند و آنچه در میدان اتفاق افتاد.
وقتی جنگ شروع شد، روایت غالب در رسانههای آمریکایی و غربی این بود که ماجرا قرار است خیلی زود تمام شود. بمبارانهای گسترده، برتری هوایی و حجم حملات این تصور را ایجاد کرده بود که ایران خیلی زود مجبور به پذیرش خواستههای طرف مقابل خواهد شد.
اما هرچه از روزهای اول فاصله گرفتیم، یک سؤال جدیتر شد: اگر قرار بود همهچیز خیلی سریع تمام شود، چرا نشد؟
همین سؤال، یکی از نقاط شروع «باتلاق یانکیها» است.
علیرضا صمدی در گفتوگو با «سینما رسانه» درباره ایده شکلگیری این مستند میگوید: «ایده ساخت این مستند از جایی شکل گرفت که دیدیم با وجود حجم گسترده بمبارانها، ایران همچنان توانایی اداره کشور، پاسخگویی به حملات و تأثیرگذاری بر روند جنگ را دارد.»
به گفته صمدی، مسئله اصلی برای سازندگان این نبود که صرفاً نشان دهند چه میزان بمب بر سر ایران ریخته شده یا چه میزان تجهیزات نظامی در اختیار دو طرف بوده است. سؤال اصلی این بود که آیا آنچه آمریکا برای این جنگ تعریف کرده بود، واقعاً محقق شد؟
صمدی معتقد است پاسخ به این سؤال، نیازمند فاصله گرفتن از روایتهای صرفاً داخلی است. برای همین در ساخت «باتلاق یانکیها» تلاش شده تا جای ممکن از گزارشها، تحلیلها و منابع رسانهای غربی استفاده شود.
او میگوید: «برای ما مهم بود که جنگ را فقط از زاویه تعداد بمبارانها و قدرت تسلیحاتی طرفین بررسی نکنیم، بلکه ببینیم این جنگ تا چه اندازه به اهدافی که برای آن تعریف شده بود نزدیک شده است.»
شاید کلیدواژهای که خود صمدی برای توضیح ایده فیلم انتخاب میکند، همین باشد: هدف.
آمریکا در عراق و افغانستان با برتری نظامی وارد جنگ شد، اما تجربه این دو کشور نشان داد که پیروزی در میدان نظامی لزوماً به معنای تحقق اهداف سیاسی نیست. صمدی معتقد است همین تجربه را نمیتوان درباره ایران نادیده گرفت.
او صریح میگوید: «ایران، عراق یا افغانستان نیست.»
از نگاه او، مسئله فقط قدرت نظامی ایران نیست؛ بلکه شناخت نادرست از جامعه، ساختار سیاسی و ظرفیتهای یک کشور میتواند محاسبات طرف مقابل را با خطای جدی مواجه کند.
«باتلاق یانکیها» تلاش میکند این موضوع را از زبان خود رسانههای غربی دنبال کند. صمدی توضیح میدهد که سازندگان نخواستهاند مخاطب فقط تحلیل آنها را بپذیرد؛ بلکه بخشی از مسیر روایت را در اختیار خود مخاطب گذاشتهاند تا گزارشها و اظهارنظرهای رسانههای غربی را ببیند و خودش درباره فاصله میان ادعاها و واقعیتهای میدان قضاوت کند.
شاید همین ویژگی، یکی از بخشهای متفاوت این مستند باشد؛ اینکه فیلم قرار نیست صرفاً بگوید «غرب درباره جنگ چه میگوید»، بلکه تلاش میکند خود غرب را در برابر روایتهای خودش قرار دهد.
صمدی درباره این رویکرد میگوید: «این مستند از این منظر، آینهای در برابر غرب است.»
این انتخاب البته میتواند برای مخاطبی که حتی نسبت به روایت رسانههای داخلی هم پرسش و تردید دارد، اهمیت بیشتری پیدا کند؛ چرا که فیلم تلاش میکند بخشی از استدلال خود را از منابعی بگیرد که مخاطب ممکن است آنها را متعلق به اردوگاه مقابل بداند.
حالا نسخه نهایی «باتلاق یانکیها» آماده شده است و قرار است زمان پخش تلویزیونی آن نیز بهزودی اعلام شود.
مستندی که از یک سؤال ساده شروع میشود: جنگی که قرار بود سریع تمام شود، چرا آنطور که وعده داده شده بود تمام نشد؟
شاید پاسخ این سؤال، همان جایی باشد که «باتلاق یانکیها» میخواهد دوربینش را در آن قرار دهد.