غزاله مهربان یکتا: حتی در آستانه مرگ، تخیل و شوق زندگی پایدار میماند
به گزارش سینمارسانه، غزاله مهربانیکتا کارگردان نمایش «(درست) قبل از» به نویسندگی آنتوان ژکو با ترجمه اصغر نوری که در بیستویکمین جشنواره بینالمللی نمایش عروسکی تهران-مبارک حضور دارد، درباره اثر خود و جایگاه جشنواره توضیح داد.
مهربانیکتا درباره درونمایه و خط داستانی این اثر نمایشی گفت: «نمایش «(درست) قبل از» روایت دو گاو به نامهای «مارت» و «فوریوزو» است؛ یک گاو ماده و یک گاو نر که در کشتارگاه و درست پیش از فرا رسیدن مرگ، با یکدیگر به گفتوگو مینشینند. این نمایش فراتر از روایت صِرف دو حیوان در آستانه مرگ است و بهطور مستقیم با مفاهیمی چون زندگی، حافظه، عشق و مسئله نابودی مواجه میشود. در جهانی که انسان درباره حیات و مرگ موجودات دیگر تصمیمگیری میکند، این دو حیوان فرصتی مییابند تا از خودشان، از بودنشان و از جهانی که در آن زندگی کردهاند سخن بگویند.»
او با اشاره به رویکرد بصری خود در اجرای این متن توضیح داد: «آنچه در این نمایشنامه اهمیت بنیادین دارد، مرز باریک میان انسان و حیوان، زندگی و مرگ، و واقعیت و رؤیاست. از این رو تلاش کردهام این جهان داستانی را نه از طریق بازنمایی مستقیم، بلکه با اتکا به زبان تصویر، ظرفیتهای عروسک، بدن بازیگر و لحظاتی شاعرانه و رؤیاگون روی صحنه متجلی کنم.»
کارگردان نمایش «(درست) قبل از» درباره ایده محوری و چگونگی تکوین شیوه اجرایی اثر بیان کرد: «ایده اصلی کار از دل مواجهه مستقیم با جهان متن شکل گرفت؛ جهانی که در آن دو موجود در آستانه نابودی کامل، همچنان میل به زندگی و برقراری ارتباط دارند. در چنین بستری پرسش کلیدی این بود که چگونه میتوان این وضعیت غریب را بدون تقلیلیافتن به بازنمایی صِرف و واقعگرایانه دو حیوان، به یک زبان بصری و تصویری بدل کرد.»
او ادامه داد: «در جهان نمایشی من، عروسک تنها ابزاری برای بازنمایی یک شخصیت نیست، بلکه موجودی در مرز جانداشتن و بیجانبودن تلقی میشود؛ شیئی که به واسطه حضور انسان حیات پیدا میکند و در عین حال توان آن را دارد که به استقلال و هویت منحصربهفرد خودش دست یابد. بر همین مبنا در این نمایش به سراغ ترکیبی از تئاتر عروسکی، بدن بازیگر و تصویر رفتهام؛ بهطوریکه حضور عروسکگردانها در طول اجرا پنهان نمیشود و اساساً پیوند میان کالبد انسان و پیکر حیوان، پارهای ناگسستنی از زبان اجرایی کار است.»
مهربانیکتا با تأکید بر فاصلهگرفتن از روایتهای صلب و خطی مطرح کرد: «برایم مهم بود که ساختار بصری نمایش فقط در خدمت یک روایت خطی نماند. از این رو در روند اجرا لحظاتی خلق شده که طی آن جریان واقعیت متوقف میشود و تصویر، رؤیا و تخیل جایگزین آن میگردد؛ جابهجایی میان واقعیت و جهان ذهنی، از مؤلفههای اساسی رویکرد من در هدایت و طراحی این اثر محسوب میشود.»
این هنرمند با اشاره به مفهوم نوآوری در این حوزه توضیح داد: «نوآوری در تئاتر عروسکی لزوماً به معنای ابداع و اختراع یک تکنیک تازه نیست، بلکه گاهی در بازتعریف و تغییر نسبت میان عروسک، اجراگر، فضا و تماشاگر محقق میشود. در این نمایش کوشیدهام ابزارها و تکنیکها تماماً در خدمت جهان اثر قرار بگیرند، نه آنکه صحنه نمایش مجالی برای رخنمایی تکنیک باشد.»
این هنرمند درباره چالشهای مرحله تمرین و آمادهسازی اثر بیان کرد: «یکی از کلیدیترین چالشهای ما، پیدا کردن تعادل و توازن دقیق میان حضور زنده بازیگر و حضور عروسک بود. هنگامی که عروسکگردان بر صحنه عیان است و دیده میشود، باید میان دو بدن—یعنی بدن انسان و بدن عروسک—هماهنگی و رابطهای دقیق برقرار شود تا تماشاگر با وجود آگاهی از حضور هر دو، زندگی و حیاتی مستقل را در کالبد عروسک درک و باور کند.»
او ادامه داد: «از آنجا که طراحی صحنه و ساخت عروسکها را نیز خود بر عهده داشتهام، بسیار مهم بود که تمامی عناصر بصری از یک منطق واحد و هماهنگ تبعیت کنند. صحنه نمایش نباید صرفاً پسزمینهای بیاثر برای تحرک عروسکها باشد، بلکه خودش باید در شکلگیری معنا و پیشبرد درام مشارکت کند.»
مهربانیکتا مطرح کرد: «رسیدن به کیفیتی از حرکت که بدون توسل به اغراق و بزرگنمایی قادر به تولید حس باشد، یکی دیگر از سختیهای مسیر بود. گاهی یک درنگ، مکث کوتاه یا یک حرکت بسیار ظریف عروسک، تأثیری فراتر از مجموعهای از حرکات پیچیده و پرتحرک بر جای میگذارد. به همین جهت در طول تمرینها ترجیح دادم بهجای افزودن حرکت و انباشتن صحنه، به سمت ایجاز، پیراستن عناصر غیرضروری و تمرکز بر هارمونی میان دو اجراگر گام بردارم.»
او در واکنش به ارزیابی جایگاه جشنواره عروسکی تهران-مبارک پاسخ داد: «اهمیت جشنواره بینالمللی نمایش عروسکی تهران-مبارک تنها در مهیا ساختن فرصتی برای به صحنه رفتن نمایشها خلاصه نمیشود، بلکه دستاورد بزرگ آن در ایجاد محیطی پویا برای مواجهه، همافزایی و تبادل شیوههای مختلف اندیشیدن و تجربیات گوناگون در گستره تئاتر عروسکی نهفته است.»
کارگردان نمایش «(درست) قبل از» در پایان سخنان خود گفت: «تئاتر جایگاهی در میانه واقعیت و رؤیاست؛ بستری که در آن میتوان به اشیا جان بخشید، مرزهای معهود را دگرگون کرد و مفاهیمی را در قالب تصویر به نمایش درآورد که شاید بیانشان با کلمات میسر نباشد. در نمایش «(درست) قبل از» مخاطب با دو موجود مواجه است که مهلت چندانی برای بقا ندارند اما همچنان توانایی رؤیاپردازی در آنها زنده است. شاید بااهمیتترین نکته اثر همین باشد که حتی در لحظه رویارویی با پایان محتوم، تخیل و شوق زندگی پایدار میماند و امیدوارم تماشاگران پس از خروج از سالن، معنای زیستنِ «مارت» و «فوریوزو» را با خود همراه داشته باشند.»